پاپیروس |
علوم ارتباطات
|
|
درباره پاپيروس
![]() سنت بر فراز صنعت
منوی اصلی
گنجينه پاپيروس
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
بچه هاي كلاس انسان شناسي
|
معرفی کتاب
كتاب در آمدي بر مطالعات ارتباطي يكي از منابع منحصر به فرد در حوره ارتباطات است كه تاكيد آن بر نظريه هاي رايج در مطالعات ارتباطي و كاربرد اين نظريه ها در حوزه هاي مرتبط است.اين كتاب در سال 1994ميلادي توسط جان فيسك تاليف و در سال1386(2007)با ترجمه مهدي غبرايي توسط "دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها منتشر شده است.اين كتاب در مجموع از 9فصل تشكيل شده است.در مقدمه كتاب جان فيسك ابتدا به بررسي تعاريف ارتباط مي پردازد.وي معتقد است "ارتباط يكي از فعاليت هاي انساني است كه همه آن را مي شناسند،اما شمار اندكي مي توانند تعريف قانع كننده اي از آن به دست دهند.ارتباط گفت و گوبا يكديگر است،تلويزيون است،پخش اطلاعات است،طرز اصلاح موي سر است،نقد ادبي است،و اين رشته سر دراز دارد." ساختار كتاب حاضر اين نكته را بازنمايي مي نمايد كه دو مكتب عمده در مطالعه ارتباطي وجود دارد.نخستين مكتب ،ارتباط را انتقال پيام ها مي داند و به دنبال اين است كه چگونه فرستندگان و گيرندگان رمزگذاري و رمز گذاري مي كنند و چگونه انتقال دهندگان ،مجاري و رسانه هاي ارتباطي را به كار مي گيرند.مكتب دوم ،ارتباط را توليد و تبادل معنا مي داند.اين مكتب به اين نكته مي پردازد كه چگونه پيام ها و متن ها در كنش متقابل با معنا قرار مي گيرد تا معنا توليد كند. براي اين مكتب مطالعه ارتباط،مطالعه متن و فرهنگ است و روش اصلي آن نشانه شناسي است،مكتب اول را مكتب فرايند مي نامند و مايل است به علوم اجتماعي و به خصوص ،روان شناسي و جامعه شناسي تكيه كند و دل مشغولعمل ارتباط باشد.مكتب نشانه شناسي بر زبان شناسي و موضوعات هنري تكيه مي كند،و به مطالعه آثار مكتوب مي پردازد.*ساختار كتاب فصل هاي 1و 2يك رشته الگو هاي ارتباطي را كه مكتب فرايند توليد كرده بررسي مي كند.فصل 3به ملاحظه نقش نشانه ها و معنا مي پردازد:اين فصل شامل مباني نظري نشانه شناختي است.در فصل 4نويسنده توجه خود را به رمزهايي كه نشانه ها در آن سامان يافته است معطوف مي كند.هر دو مكتب به رمزها وابسته اند.مكتب فرايند آنها را وسايل رمزگذاري و رمز گشايي مي داند،حال آنكه نشانه شناسي آنها را به مثابه يك نظام معنايي مي داند.در فصل 5مطالعه نظريه نشانه شناسي بيشتر بسط مي يابد و در آن شيوه هايي را كه نشانه ها در درون يك فرهنگ معنا مي يابند بررسي مي كنيم.فصل 6و8به كاربردهاي عملي اختصاص يافته است:فصل 6 به تحليل نشانه شناختي مي پردازد و فصل 8 مثال هايي از مطالعات تجربي محتواي پيام و مخاطب را دربر دارد.فصل 7 برخي عقايد اساسي ساختار گرايي را معرفي مي كند و نشان مي دهد كه آنها چگونه به كار مي روند.فصل 9 به انتزاعي ترين و واپسين دلبستگي نشانه شناسي مي پردازد،به نقش ايدئولوژي در معنا. نويسنده در نتيجه گيري كتاب اظهار مي دارد"مكتب فرايند ارتباط با الگوي فهم متعارف از ارتباط جذابيت هاي بسياري دارد و كاركردي تر به نظر مي رسد." اما نشانه شناسي كه عمدتا از سوسور و پيرس اخذ شده،نه تنها به انتقال پيام،بلكه به توليد و تبادل معاني وابسته است. جان فيسك ،كتاب در آمدي بر مطالعات ارتباطي را با اين عبارات به پايان مي رساند:"قصد ندارم پيشنهاد كنم كه راه درست و غلط مطالعه ارتباط كدام است،اما راه هايي وجود دارد كه كمتر يا بيشتر ثمربخش است. به عقيده من مكتب نشانه شناسي پرسش هاي مهم تري را در ارتباط براي خود مطرح مي كند،و در كمك به ما در فهم هزاران مثال كه در زندگي روزمره به آنها برمي خوريم مفيد تر است.اما به طور قطع فكر نمي كنم كه همه پاسخ ها را به ما بدهد." |+| نوشته شده توسط پاپیروس در شنبه 28 اردیبهشت1387 | موضوع: نظریه های ارتباطات دو فضایی شدن و شهر مجازی
گسترش تکنولوژی های نوین ارتباطی و به خصوص اینترنت در واپسین دهه قرن بیستم بشر را از قید زمان و مکان رها کرد.این تکنولوژی ها شرایطی را فراهم آورد که بشر توانست برای اولین بار در طول عمر تمدنی خود وارد فضای مجازی شود.از این رو انسان این عصر انسانی است که هم در فضای واقعی و هم در فضای مجازی زندگی می کند.فضای مجازی و فضای واقعی لزوما در تضاد با یکدیگر قرار ندارند بلکه این دو مکمل همدیگرند و تاحدودی به هم پیوند خورده اند این پدیده ای است که دکتر سعیدرضا عاملی از آن به عنوان"دوجهانی شدن های به هم چسبیده"یاد می کند.مفهوم دو جهانی شدن به معنای زندگی در فضای واقعی و فضای مجازی است.در فضای مجازی و با ورود به شهر مجازی کاربر می تواند مانند شهر واقعی به انجام امور روزمره بپردازد.در اینجا ملیت مطرح نیست.شهروندان از همه جای جهان در آن حضور دارند.آنچه مهم است حضور در این شهر و زندگی در آن است.
جهان مجازي در واقع تلاشي است براي بازنمايي واقعي جهان واقعي. جهان مجازي، اثر جهان واقعي است. وقتي مي گوئيم شهر مجازي و فضاي مجازي با محتواي جديد به اثر ذات، و با مجاز واقعيت و پيامدهايي روبهرو هستيم كه در اين فضاست. براساس محتواي شهر، 7 تيپ مختلف شهر مجازي را ميتوان از هم تفكيك كرد. اين تفكيك كمك ميكند تا به لحاظ كاربردي تعيين كنيم در ايران، اولويتها كدامند.۷تيپ مختلف شهرهاي مجازي عبارتند از: نمونه اي از اين شهر ها,شهر مجازي Zanpo است.برای اشنایی بیستر با مفهم شهر مجازی به مقاله "شهر و شهرنشینی مجازی"اثردکتر سعیدرضا عاملی مراجعه کنید. پیوندهای مرتبط: دو فضایی شدن شهرمقاله اي از دكتر عاملي دو جهانی شدن و آینده هویت های همزمان مقاله اي از دكتر عاملي شهر مجازی zanpoدر اينجا مي توانيد يكي از شهروندان اين شهر شويد. vertical city of the americasبا ورود به این شهر از چشم اندازهای دیدنی آن لذت ببرید. |+| نوشته شده توسط پاپیروس در دوشنبه 16 اردیبهشت1387 | موضوع: جهان مجازی دل نوشته ای از شاعری گمنام
دوره گردم دار قالي مي خرم كاسه و ظرف سفالي مي خرم
گر نداري كوزه خالي مي خرم
اشك در چشمان بابا حلقه بست
آخر سال است و نان در سفره نيست
سوختم،ديدم كه بابا پير بود
باز آواز درشت دوره گرد
خواهرم بي روسري بيرون دويد
|+| نوشته شده توسط پاپیروس در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 | موضوع: آزاد چگونه مطالعه کنیم؟
یکی از مواردی که دکتر فاضلی در جلسه گذشته در زمینه عدم گرایش دانشجویان به مطالعه ذکر کردند ناآشنایی دانشجویان با اصول و روش های مطالعه بود.این امر بهانه ای شد تا یکی از مطالبی رو که مدت ها بود دنبال زمینه برای طرح آن می گشتم در این پست مطرح کنم:
اصول اساسی مطالعه برای یک مطالعه ی موثرومفیدچه اصولی بایدرعایت شود؟ چگونه میتوان بهرهوری مطالعه را افزایش داد؟ نکاتی که دراین قسمت مطرح میشوند شایدخیلی ساده به نظربرسند،اما همین نکات ساده به میزان غیرقابل تصوری درکیفیت مطالعه تاثیر دارند .این اصول،تقریبا ارتباطی با موضوع یا عنوان درسی ندارند وبه عبارت بهتر،اصولی هستند که بایدهمیشه ودر هر درسی رعایت شوند .یک نکته ظریف دراستفاده از این اصول آناست که دانشجویان تصور میکنند باید زمانی راصرف آنها نمایند،درصورتی که از وقت خود میتوانند به شکل دیگری بهره ببرند.برخلاف تصور،رعایت این اصول،حتی اگردرابتدای کارزمانی را از وقت دانشآموزان بگیرد،درادامه به شدت موجب صرفهجویی در زمان خواهد شد.ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط پاپیروس در یکشنبه 1 اردیبهشت1387 | موضوع: کلاس انسان شناسی آيا تهاجم فرهنگي وجود دارد
تكنولوژي جديد ارتباطي شمشيري دو دم است.از يك سو مفيد و از سوي ديگر مايه شر است.امروزه دوره نظريه هاي تاثير قدرتمند رسانه ها و اثرات گلوله اي گذشته است مخاطبان تبديل بخ جستجو گراني فعال شده اند و زمان و مكان براي آنها بي معني گشته است.بنابر قولي با استفاده از تكنولوژي هاي جديد با يك كليك مي توان وارد بهشت شد و با كليك ديگر وارد جهنم! |+| نوشته شده توسط پاپیروس در جمعه 30 فروردین1387 | موضوع: کلاس انسان شناسی جهاني شدن و سرنوشت سينماي ملي
بحث
درباره سرنوشت سينماي ملي غالبا در چارچوب سلطه هاليوود بر بازار جهاني فيلم و
تاثير هاليوود بر صنعت فيلم محلي بررسي مي شود.در عصر "ابر فرهنگ"غربي،محبوبيت
هاليوود در بازار خارجي،جذابيت عامه پسندي محصولات سينماي محلي را به لحاظ
اقتصادي،فرهنگي و اجتماعي كاهش مي دهد.به عبارتي،بقاي اقتصادي صنايع فيلم محلي در
معرض خطر است;اين صنايع در رقابت نابرابر با هاليوود
قرار دارند كه فيلم هاي با كيفيت بالاي خود را پس از آن كه هزينه هاي اوليه آن
فيلم ها با فروش در بازار هاي داخلي امريكا جبران مي شود،در بازارهاي خارجي با
قيمت پايين تر مي فروشد.ويژگي فرهنگي مضامين توليدات سينماي ملي،آنها را در
مقايسيه با فيلم هاي هاليوود،كه گويا كيفيت بالاتري دارند،بي ارزش جلوه مي دهد.اين
وضعيت،يعني رقابت نابرابر بين هاليوود و سينماي ملي،موجب مي شود كه روابط معكوس
بين فراملي گرايي هاليوود و سينماي ملي،نقطه آغاز و پايان اين تحليل
شود.بنابراين،همان طور كه كرافتز مي گويد:سينماي ملي همواره در مقابل هاليوود
تعريف مي شود.در واقع،در بحث هاي غربي،هاليوود به ندرت به عنوان سينماي ملي در نظر
گرفته مي شود و اين موضوع شايد به دليل جذابيت فراملي آن باشد.الزيسر بحثي متفاوت
ارائه مي دهد و مي گويد:دفاع از اين برداشت دشوار است كه هاليوود براي سينماي ملي"ديگري محض" تلقي مي شود،زيرا بخش اعظمفرهنگ سينما و فيلم در
هر كشوري ناخودآگاه هاليوودي است،به نحوي كه گاه به نظر مي رسد هاليوود ديگر
سينماي ملي نيست،بلكه خود سينماست.در اين برداشت،فراملي گرايي سينما با فرملي
گرايي هاليوود يكسان انگاشته مي شوند. علاوه
براين،محبوبيت هاليوود در ميان مخاطبان جهاني يا فراملي،با اين ادعا كه هاليوود
يكي از نهادهاي فرهنگي ملي امريكايي است،در هم مي آميزد و يكي انگاشته مي شود. ناهمگن
انگاران وجود نظامي جهاني را انكار مي كنند.آنها علاقه مندند كه از دورگه بودن يا
پيوند و آميزش،تعامل بين فرهنگ ها و بومي بودن سخن بگويند.با توجه به حضور هاليوود
در بازارهاي خارجي به سادگي مي توان دريافت كه چرا جهاني شدن چارچوب تحليلي و
تبييني مفيدي است.ناهمگن انگاران معتقدند كه محصول فرهنگي ،مثلا فيلمي
هاليوودي،همواره در معرض تفاهم و سوءتفاهم و استفاده و سوءاستفاده است.آنه همچنين
به تاثير و نفوذي اشاره مي كنند كه فرهنگ هاي شرقي بر فرهنگ غرب به جا گذاشته اند. به طور
خلاصه،در برداشتي كه همگن انگاران و ناهمگن انگاران از جهاني شدن سينماي و نيز
سرنوشت سينماي ملي ارائه مي كنند،موضوع سيطره هاليوود كماكان موضوعي مغشوش و پيچيده باقي مي ماند. سمتي،مهدي.عصر
سي ان ان و هاليوود،ترجمه نرجس خاتون براهوئي،نشر ني،تهران،1385. |+| نوشته شده توسط پاپیروس در شنبه 24 فروردین1387 | موضوع: کلاس انسان شناسی kiss and tell
Kiss rule،لاف از سخن چو در زدن است.براي
نوشتن خود را به مشقت نيندازيد،ساده بنويسيد،هرچه از دل برآيد بر دل نشيند. "سري زديم با حسام به دانشگاه امام
صادق (ع) و گشتي زديم در مخازن باز كتابخانهها، نگاهي انداختيم به
فيبرهاي نوري كه دارند از در و ديوار آنجا بالا ميروند و ديديم ويدئو پروژكشنهايي
را كه در كلاسها بيتوته كردهاند. نيوز روم و كارگاه كامپيوتر و ... حسين قندي،روزنامه نگار،براي شروع مقاله تكنيك هاي زير را پيشنهاد مي كند: 1.شروع ساده و مستقيم:در اين مقدمه،در ابتدا موضوع را براي خواننده مطرح
يا خبري كه در مورد آن به ارائه نظر مي پردازد بيان مي كند،و در يك جريان
منطقي-تشريحي با نتيجه گيري مقله را پايان مي هد.مثال: "مراكش،همسايه نگران الجزاير،كشوري كه به بيماري تروريسم مبتلاست،از
اوايل ماه سپتامبر،از مرزهاي شرقي اش بيشتر مراقبت مي كند." 2.نقل قول و اقتباس از افكار و عقايد ديگران:در اين نوع مقدمه،نويسنده با
يك جمله از نوشته يا افكار مشاهير علمي ،ادبي،مذهبي و ...مقاله را آغاز مي
كند.ممكن است نقل قول از يك فرد غير مشهور و عادي هم باشد. 3.استفاده از امثال و حكم و شعر:نوع ديگر شروع مقاله مي تواند با ذكر
مثال،حكايت و روايت باشد.مطالعه و جمع آوري اين نكته ها به مقاله نويس در ارائه به
موقع آن كمك مي كند.هر آنچه كه به عنوان مثل،حكايت يا روايت در ابتداي مقاله نوشته
مي شود بايد با موضوع و متن مقاله هماهنگ باشد.مثال: "مي گويند ترس برادر مرگ است،ولي كسي نگفته پدر و مادرش كيست.پدر ترس
جهل است...." 4.شيوه وصفي:مقاله نويساني كه قلمسان داراي قدرت تصوير پردازي و تشريح است
معمولا از چنين روشي براي شروع استفاده مي كنند.اين روش براي توصيف يك واقعه يا
صحنه و عينيت بخشيدن به موضوع و خواننده را در صحنه قرار دادن،مورد استفاده قرار
مي گيرد.تصويرسازي،داشتن قريحه نويسندگي،تخيل مجاز و داستان گونه بودن از مهم ترين
ويژگي هاي نوشته هاي توصيفي است.مثال1: "قاصدك سلام.از كجا؟خوش آمدي. -از دامنه بلوط لرستان،از بيستون،از نيمروز،از تيسفون،از شب هاي پر ستاره،از جاري هميشه دوران،كارون.از سرزمين سبز،از باغ گيلاس خراسان،از شكوفه سيب با شميم سنبله هاي زرين آذرآبادگان... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط پاپیروس در پنجشنبه 22 فروردین1387 | موضوع: روزنامه نگاری واژه های عامیانه و تخصصی
|+| نوشته شده توسط پاپیروس در سه شنبه 20 فروردین1387 | موضوع: کلاس انسان شناسی فاصله طبقاتی و دیگر هیچ...
عكاسيِ خبريِ اخلاقي در عصر تاريكخانههاي الكترونيك
رنه دكارت در بخش شكاكانة تأملات خود، امكان برانگيخته شدن همة تجربهها توسط يك جن فريبكار كوچك را بررسي ميكند: «فكر ميكنم همة آسمانها، هوا، زمين، رنگها، اشكال، اصوات، و همة اشياء بيروني كه ميبينيم، خيالات و فريبهايي هستند كه او در ما برانگيخته است». اين جن فريبكار وروديهاي حواس دكارت را دستكاري ميكند و حس ارتباط مستقيم با واقعيت را به او القاء ميكند. اگر دكارت با واقعيت تماس مستقيمي ميداشت هم چنين تجربههايي را حس ميكرد؛ اما اين تجربهها كار يك جن است. آن جن فريبكار، همتاي مدرن خود را در روزنامهنگار يا ويراستار عكسي مييابد كه از فنآوريهاي جديد الكترونيكي براي دستكاري در تصاوير پيش روي بينندة اخبار تصويري استفاده ميكند. فنآوريهاي پيچيدة رايانهاي كه يك تصوير را به مجموعهاي قابل كنترل از نقاط و پيكسلها تبديل ميكند، امكان دستكاري غيرقابل رديابي و غيرقابل تشخيص را براي افراد فراهم ميآورد. در چند دقيقه ميتوان دو يا چند تصوير را بهگونهاي با هم تركيب كرد كه براي مثال، جان ميجر را دست بر شانة توني بلر نشان دهد، در حالي كه در واقع، هر يك از آنها در گوشهاي از اتاق ايستادهاند. يا همانطور كه رخ داده است، ميتوان دو هرم باستاني مصر را بهگونهاي به هم نزديك كرد كه براي چاپ در روي جلد نشرية نشنال جئوگرافيك مناسب باشد. جزئيات نامربوط را ميتوان بدون باقي گذاشتن اثري، برداشت و جزئيات جديد را ميتوان از عكسهاي ديگر انتقال داد. در عكاسي از مدلهاي لباس، دستكاري در عكس الگوها، روشي رايج شده است: مردمكهاي چشم بزرگتر ميشوند و يا پاها كشيدهتر ميشوند. ديگر نميتوان به تصاوير اعتماد كرد. شايد تنها راهبرد عقلاني به هنگام مواجهه با عكس و تصوير، آن باشد كه هر تصوير پيش روي خود را كاذب بدانيم، مگر آن كه نسبت به صدق آن يقين داشته باشيم. شواهد زيادي داريم كه ويراستار فريبكار ميل زيادي به دروغ گفتن دارد. همة پيشفرضهايي كه عكسهاي خبري را صادق ميداند و منشأ تاريخي شناخت عكسها به عنوان سند معتبر بوده است، با اين فريبكاري برباد ميرود ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط پاپیروس در شنبه 10 فروردین1387 | موضوع: روزنامه نگاری |
|
|