|
پاپیروس
|
||
|
روزنوشت+ارتباطات |
اين گروه همچنين آماده تدريس spss، آمار در علوم و روش تحقيق هستند.
تماس از طريق آدرس ايميل:
jvdazd@gmail.com
يا ۰۹۱۹۲۴۵۳۸۴۰
دکتر عاملی به تازگی مشغول پژوهشی با هدف مطالعه علوم انسانی و تمدن ایرانی است.این مطالعه بدنبال بررسی رابطه تمدن و حس تعلق به تمدنی ایرانی با علوم تجربی؛ علوم مهندسی و بطور خاص علوم انسانی است. همچنین به نوعی در صدد بررسی میزان آگاهی نسبت به میراث تمدنی شهروندان ایرانی نیز هست. دکتر تاکید کرده که نتایج این مطالعه می تواند در ارائه سیاست های کلان و راهبردی برای تقویت عناصر تمدنی ایران عزیز نقش داشته باشد.
به این پرسشنامه جواب بدین ثواب داره.
تکنولوژی تلویزیون مجموعه نظام تولید،پردازش،پخش و دریافت
مطالب و محتواهایی است که در این سیستم تهیه می شود. (منتظر قائم 1387) تلویزیون از سه رکن
اساسی تولید، محتوا و مصرف تشکیل شده است و هرکدام از این ارکان خود زیرمجموعه های
و مفاهیم بسیاری را در بر می گیرند.چرخه «تولید، محتوا، مصرف » لایه اول مطالعات
رسانه را تشکیل می دهند و این سه لایه در یک بستر گسترده تر شامل اقتصاد، دین،
سیاست، تاریخ، فرهنگ و ... قرار می گیرند.(همان)
سیستم های تلویزیونی و محتوای تلویزیونی درون بسترهای اجتماعی فعالیت می کنند و به وسیله عوامل مختلفی شکل می گیرند.پخش اطلاعات،سرگرمی ها،آموزش و فرهنگ از این طریق صورت می گیرد و تلویزیون ناگزیر پشتوانه ای برای ارش ها، آرزوها، اخلاقیات و استانداردهای اخلاقی است.به عبارت دیگر،تلویزیون یک منبع ایدئولوژیک است که نمی تواند در جوامع مدرن نادیده گرفته شود. (Wasko 2005)
محتوا یک مفهوم عام در مطالعات رسانه و تلویزیون است.به عبارت دیگر محتوا را می توان به عنوان جنبه نرم افزاری یک تولید رسانه ای تعریف کرد.اگر جنبه های فنی و زیبایی شناختی یک تولید رسانه ای نظیر نورپردازی،حرکات دوربین،زاویه دید،فریم بندی های تصویر و ... را کنار بگذاریم،آنچه که به جا می ماند محتواست، اگرچه هر کدام از این جنبه ها نیز می تواند بر روی محتوا تاثیر بگذارد.
زمینه یا بستر جوهره و عناصر مادی یک متن رسانه ای و محتوا عناصر معنوی آن است.یکی از ویژگی های محتوای تلویزیون جریانی و 24 ساعته است.به همین دلیل محتوای تلویزیون مصرفی است و به گونه ای تهیه می شود که در نگاه اول قابل دریافت باشد.
علاوه بر این در تلویزیون این امکان وجود دارد که همه 36 وضعیت نمایشی به کار گرفته شود،در حالی که در سینما فقط از15 وضعیت استفاده می شود.
ایران باستان محدوده ای بسیار وسیع تر از آنچه که ما امروزه با نام ایران می شناسیم داشته است. افغانستان ،آسیای مرکزی،غرب پاکستان،قفقاز،عراق و سواحل جنوبی خلیج فارس بخشی از قلمرو گسترده تر فرهنگی ایران بوده است،که این فرهنگ الزاما فقط در ایران مرکزیت نداشته است. (رضاخانی 2002)
پارس ها و مادها،سیت ها(سگزی ها) و سرمت ها[1]،خوارزمی ها،سغدی ها یا بلخیان،اکثر کوشان ها و سکاها،هفتالیان،و ساکنان واحه های ترکستان چین،همگی اقوام ایرانی قدیم بودند که در ادوار مختلف،در فلات ایران حکومت هایی را بنیاد نهادند،تمدن فلات ایران را به وجود آوردند و هنر آن را شکل دادند و به آن اعتبار بخشیدند. (گیرشمن 1382) این مجموعه وسیع اقوام ایرانی که بعضی شهرنشین و بعضی دیگر خانه به دوش و صحراگرد بودند،دنیای باستان را به سه بخش تقسیم می کردند.خود آنها با اسغال بخش مرکزی یا به عبارتی میانی،غرب را با تمدن های سامی و یونانی-رومی آن، از خاور دور و چین و هندوستان جدا کردند.(همان)بنابر این نقش رابطی را که این اقوام در تماس و ایجاد پیوند میان فرهنگ غرب و شرق و ایجاد یک تمدن جهانی ایفا کردند،دریافت.
اگرچه عماد افروغ را به واسطه نطق هاي آتشينش در مجلس مدت هاست كه مي شناسم اما همسفري با او به بهانه حضور در جلسه نقد آثارش در تبريز برايم جذابيت خاصي داشت.
از چپ به راست:نجفی (رئیس حوزه هنری تبریز)، من ،علی آذریان، علی حاجیوند، عماد افروغ، احمد حسین انزابی
در فرودگاه ، از لحظه عبور از گيت هاي امنيتي او را ديدم.به ذهنم رسيد آيا همچنان كه اين گيت ها توشه سفر او را وارسي مي كند ابزار هاي ديگري هم براي كنترل افكار او و جلوگيري از ورود آنها به جامعه وجود دارد؟گيت هاي امنيتي آشكار،را عبور مي كند و به استقبالش مي روم و با او احوالپرسي مي كنم.قبل از اين كه وارد صحبت شوم و سر بحث را با او باز كنم،اول اوست كه پيش قدمي مي كند و خوش و بشي مي كند.از اوضاع دانشگاه می پرسد.من هم سوالات مختلفي در ذهن دارم كه مي خواهم در حين سفر بپرسم.
در طول سفر یكي يكي سوالاتم را مي پرسم و او به همه آنها جواب می دهد .چيزي كه برايم جالب است و مرا به پرسيدن بيشتر وا مي دارد صبر و شكيبايي او و اشتياق او در پاسخ دادن است.هيچ سوالي را سرسري رد نمي كند.هر سوال را همان قدر دقيق جواب مي دهد كه گويي در كلاس است و در حضور جمع زيادي از دانشجويان صحبت مي كند.دوست ندارم زياد صحبت كنم و مانع پاسخ دادنش شوم.به دقت گوش مي دهم.
از مباحت مختلفي صحبت به ميان مي آيد.از رد پوزيتيويست و پست مدرنيست گرفته تا مباحث مربوط به جهاني شدن و دين.
پوزيتيويسم را رد شده مي دانيم و در مورد آن صحبت زيادي نمي كنيم،اما از او در مورد پست مدرنيسم و ديدگاه هاي روش شناختي جديد مي پرسم.او اين روش را هم رد مي كند و از پست مدرنيسم با عنوان هرمنوتيك ياد مي كند و مي گويد اين روش ،شناخت به دست نمي دهد و يا به شناخت جزئي و صرفا توصيفي اكتفا مي كند.وي روش رئاليسم انتقادي را پيشنهاد مي دهد و يكي از كتاب هايش در حوزه روش تحقيق را معرفي مي كند.دكتر طرفدار پر و پا قرص رئاليسم انتقادي است و در تحقيقاتش از اين روش استفاده مي كند.
پرواز كه مي كنيم در مورد نسبت جهاني شدن و دين می پرسم.وی معتقد است كه فقط اديان توحيدي ويژگي جهاني شدن دارند زيرا همگي در ذات خود معتقد به يك كل گرايي هستند.وي انتقاد هايي اساسي بر پديده جهاني شدن غربي وارد مي كند و مي گويد همه اين ها به يك بعد از جهاني شدن توجه مي كنند و از بقيه غافل مي شوند.مثلا جهاني شدن ارتباطات يا اقتصاد را به مفهوم جهاني شدن مي گيرند.اگر از اين ها بپرسيم كه در حوزه فرهنگ تكليف جهاني شدن چه مي شود پاسخ قابل قبولي ارائه نمي دهند.
گرم صحبت در مورد اين موضوعات هستيم كه ورودمان به فرودگاه تبريز اعلام مي شود.سفر كوتاهي است و حدود يك ساعت گذشته است.
در فرودگاه تبريز رئيس حوزه هنري و اعضاي هيات علمي حوزه هنري استقبال گرمي از ما مي كنند و عكاسي از همان ابتدا از تمام حركات و سكنات ما عكس مي گيرد.ساعت يك بعد از ظهر است و قرار است حدود هشت ساعت در اين شهر باشیم.اولين بار است كه به تبريز آمده ام و آمدن با دكتر افروغ و استقبال گرم و ميهمان نوازي دوستان تبريزي سفري به يادماندني را برايم مي سازد.
برای شناخت نطام ارتباطات ایرانی بهتر است آن را در بستر تاریخی[1] خود مورد مطالعه قرار دهیم.تاریخ ارتباطات ایران نشان می دهد که این پدیده در مقایسه با سایر نظام های ارتباطی ویژگی های منحصر به فردی دارد.
ارتباط قدمتی به اندازه طول عمر بشر دارد و نمی توان هیچ مقطعی از زندگی بشر را بدون وجود ارتباط تصور کرد.آغاز زندگی گروهی و ضرورت همکاری بین انسان های نخستین « آنها را به جستجوی ابزاری وسیله ای برای هماهنگ کردن فعالیت های گروهی برانگیخت و در پی آن زبان حرکتی[2] به وجود امد»(محسنیان راد, ارتباط شناسی 1382)
استفاده از زبان اگرچه در میان جوامع مختلف از نظر زمانی تفاوت دارد اما در میان اکثر جوامع مشابه بوده و زندگی گروهی و یکجانشینی بوده که آن را به وجود آورده است.آنچه که به عنوان تفاوت های نظام ارتباطات ایرانی با سایر نظام های ارتباطی مطرح می شود مربوط به بعد از این دوره است.
در ارتباطات سنتی ایران عناصری وجود دارد که باعث تمایز آن از دیگر نظام های ارتباطی می شود.در نظام ارتباطات ایرانی،«مسجد،بازار،قهوه خانه،حمام عمومی، زورخانه،»(فرقانی 1382) از شاخص ترین عناصر ارتباطات سنتی در ایران هستند.
مسجد علاوه بر این که یک مکان مذهبی است،جایگاهی برای برقراری ارتباط و تبادل اطلاعات بوده است و تا حدودی کارکردهای یک رسانه را در خود جای می دهد.مسجد هم مکانی برای ارتباط فرد با فرد و هم مکانی برای ارتباط گروهی بوده است.در این مکان منبر یک «رسانه عمومی»(فتحی 1358) به حساب می آید.ارتباط دراین مکان و با استفاده از این وسیله ارتباطی ویژگی های خاص خود را دارد.کسی که در این جایگاه قرار می گیرد نسبت به مخاطبان خود برتری های دارد و می تواند افکار و ایده های خود را به آنان القا کند و به ندرت مواردی پیش می آید که مخاطبان نسبت به گفته های وی اعتراض کنند.قرار گرفتن در این جایگاه به فرد قدرت می بخشد.اعتراض به فردی که در این جایگاه قرار گرفته واکنش سایر مخاطبان را به دنبال خواهد داشت.همچنین «برد اطلاعاتی و سرعت انتقال پیام از طریق منبر نسبت به ارتباطات بین فردی بیشتر است.»(همان)در اینجا ارتباط حالتی یک طرفه دارد و کم تر تعاملی است.
بازار،اگرچه کارکرد اقتصادی بارزتری دارد اما نباید از نقش ارتباطی و اجتماعی چشم پوشید.ارتباطات در بازار تعاملی تر و فردی تر است.به عبارت دیگر «نوع ارتباطی که در بازار برقرار می شود افقی است نه عمودی.»(محسنیان راد, ایران در چهار کهکشان ارتباطی 1384) «بازار همواره از مناسب ترن مکان ها برای گسترش اخبار و اطلاعاتی بوده است که از مراکز مذهبی،آموزشی،اجتماعی،اداری و اقتصادی می رسد.»(فرقانی 1382)
قهوه خانه نیز از دیگر عناصر مهم نظام ارتباطات سنتی ایرانی محسوب می شود.در این قهوه خانه ها نویسندگان،هنرمندان،و اقشار مختلف از طبقات گوناگون گرد هم می آمدند و قهوه خانه مرکز تبادل جدیدترین اخبار و رویدادها و بحث و گفتگوها بود.نقالی و پرده خوانی از مهم ترین سرگرمی های موجود در قهوه خانه بود.«قهوه خانه در کنار نقش های دیگرش در جامعه همچون تامین امکانات تفریحی و گذران اوقات فراغت،یک مکان زنده و پر ماجرای ارتباطات فرهنگی بوده است.»(همان)
به طور کلی با توجه به زمینه های موجود در نظام ارتباطات سنتی ایران مهم ترین ویژگی ای که می توان برای این نظام قایل شد شفاهی بودن و تکلم محور بودن آن است.نظام ارتباطات ایرانی بیش تر از این که مبتنی بر کتابت باشد مبتنی بر تکلم است.ایرانی ها « اقامتی کوتاه در کهکشان گوتنبرگ داشته اند.»(محسنیان راد, ارتباط شناسی 1382) و به سرعت وارد کهکشان مارکنی و استفاده از وسایل ارتباط جمعی شده اند.
ویژگی دیگر نظام ارتباطات ایرانی مرکز محور بودن آن است.این ویژگی را می توان به خوبی در رسانه عمومی «منبر» و بعد از آن در نقالی ها و پرده خوانی ها مشاهده کرد.این ویژگی ارتباطات سنتی ایران را تا حدودی می توان در نظام رسانه ای کنونی آن نیز مشاهده کرد،اگرچه تفاوت های زیادی نیز در این زمینه وجود دارد.« اقتدارگرایی در فرهنگ عامه مردم ایران الگوی خاموش و پنهان است.»(احمدی علی آبادی بدون تاريخ) و نمود این ویژگی را می توان در فرش ایرانی به خوبی مشاهده کرد که تمام نقشمایه های آن به سمت یک مرکز قدرتمند گرایش دارند.(همان)
یک پژوهشگر مطالعات فرهنگی چنانچه بخواهد در بستر[3] جامعه ایرانی به تحقیق بپردازد لازم است این ویژگی ها را مد نظر قرار دهد .
احمدی علی آبادی, کاوه. “زيباشناسي تطبيقي در خانواده هاي ايراني و غربي.” وب سایت جامعه شناسی ایران. (دستيابی در 1387) به آدرس:
http://sociologyofiran.com/index.php?option=com_content&task=view&id=692&Itemid=54
فتحی, اصغر. منبر،به عنوان یک رسانه عمومی در اسلام. تهران: انتشارات پژوهشکده علوم ارتباطی و توسعه ایران, 1358.
فرقانی, محمد مهدی. درآمدی بر ارتباطات سنتی در ایران. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها, 1382.
محسنیان راد, مهدی. ارتباط شناسی. تهران: سروش, 1382.
—. ایران در چهار کهکشان ارتباطی. تهران: سروش, 1384.
دکتر محمدمهدی فرقانی استاد روزنامه نگاری در دانشگاه علامه طباطبایی که سالیان متمادی در روزنامه کیهان فعالیت داشته به تازگی مقاله ای با عنوان "روزنامهنگاري بحران؛دو تصوير ملي"در فصلنامه رسانه منتشر کرده است.نویسنده در این مقاله ضمن بررسی رویه های مختلف این نوع از روزنامه نگاری دو تصویر ملی از روزنامه نگاری بحران را مورد توجه قرار داده است.تصویر اول بازتاب خبری بازگشت امام خمینی به ایران در روزنامه کیهان است و دیگری مربوط به زمستان ۱۳۶۶ و دوران جنگ عراق علیه ایران.این مقاله به نوعی بر اساس تجربه زیسته نگارنده در دوران حضور در کیهان نوشته شده است. چه زود گدشت,روزی گفتم مثل سرفه ناشی از پریدن غدا در گلو ناگهانی پیدایش شد و روزی برایش نوشتم دنیا پر از گرگ شده است.زمانی گفتم شاه نشین چشم من تکیه گاه خیال توست و نامرد زمانی چشمش را به بهانه ای اندک اندوهناک ساختم.
اکنون رویای شیرین دوساله ام مرده است.دیروز مراسم تشییع جنازه اش را با شکوه هر چه تمام تر در ذهنم جشن گرفتم و او را در دورترین گورستان خاطره ام دفن کردم تا حتی اگر هم بخواهم نتوانم قبرش را ببینم.
امروز بدون یاد رویای شیرین دوساله ام از خواب بیدار نه که دوباره متولد شدم.اکنون آزادم و بندی بر پایم نمی بینم.می توانم اسب چموش روزمرگی را حتی تا بوق سگ بدوانم....آزادم.
Writing articles is fun, but it can be even more rewarding when you learn how to produce more in less time.
Article Sets Defined: A "set of articles" is anytime you produce 2 or more articles at a time.
Types of Article Sets:
|
|