تبليغاتX
پاپیروس
علوم ارتباطات
معرفی کتاب 
كتاب در آمدي بر مطالعات ارتباطي يكي از منابع منحصر به فرد در حوره ارتباطات است كه تاكيد آن بر نظريه هاي رايج در مطالعات ارتباطي و كاربرد اين نظريه ها در حوزه هاي مرتبط است.اين كتاب در سال 1994ميلادي توسط جان فيسك تاليف و در سال1386(2007)با ترجمه مهدي غبرايي توسط "دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها منتشر شده است.اين كتاب در مجموع از 9فصل تشكيل شده است.در مقدمه كتاب جان فيسك ابتدا به بررسي تعاريف ارتباط مي پردازد.وي معتقد است "ارتباط يكي از فعاليت هاي انساني است كه همه آن را مي شناسند،اما شمار اندكي مي توانند تعريف قانع كننده اي از آن به دست دهند.ارتباط گفت و گوبا يكديگر است،تلويزيون است،پخش اطلاعات است،طرز اصلاح موي سر است،نقد ادبي است،و اين رشته سر دراز دارد." ساختار كتاب حاضر اين نكته را بازنمايي مي نمايد كه دو مكتب عمده در مطالعه ارتباطي وجود دارد.نخستين مكتب ،ارتباط را انتقال پيام ها مي داند و به دنبال اين است كه چگونه فرستندگان و گيرندگان رمزگذاري و رمز گذاري مي كنند و چگونه انتقال دهندگان ،مجاري و رسانه هاي ارتباطي را به كار مي گيرند.مكتب دوم ،ارتباط را توليد و تبادل معنا مي داند.اين مكتب به اين نكته مي پردازد كه چگونه پيام ها و متن ها در كنش متقابل با معنا قرار مي گيرد تا معنا توليد كند. براي اين مكتب مطالعه ارتباط،مطالعه متن و فرهنگ است و روش اصلي آن نشانه شناسي است،مكتب اول را مكتب فرايند مي نامند و مايل است به علوم اجتماعي و به خصوص ،روان شناسي و جامعه شناسي تكيه كند و دل مشغولعمل ارتباط باشد.مكتب نشانه شناسي بر زبان شناسي و موضوعات هنري تكيه مي كند،و به مطالعه آثار مكتوب مي پردازد.
*ساختار كتاب
فصل هاي 1و 2يك رشته الگو هاي ارتباطي را كه مكتب فرايند توليد كرده بررسي مي كند.فصل 3به ملاحظه نقش نشانه ها و معنا مي پردازد:اين فصل شامل مباني نظري نشانه شناختي است.در فصل 4نويسنده توجه خود را به رمزهايي كه نشانه ها در آن سامان يافته است معطوف مي كند.هر دو مكتب به رمزها وابسته اند.مكتب فرايند آنها را وسايل رمزگذاري و رمز گشايي مي داند،حال آنكه نشانه شناسي آنها را به مثابه يك نظام معنايي مي داند.در فصل 5مطالعه نظريه نشانه شناسي بيشتر بسط مي يابد و در آن شيوه هايي را كه نشانه ها در درون يك فرهنگ معنا مي يابند بررسي مي كنيم.فصل 6و8به كاربردهاي عملي اختصاص يافته است:فصل 6 به تحليل نشانه شناختي مي پردازد و فصل 8 مثال هايي از مطالعات تجربي محتواي پيام و مخاطب را دربر دارد.فصل 7 برخي عقايد اساسي ساختار گرايي را معرفي مي كند و نشان مي دهد كه آنها چگونه به كار مي روند.فصل 9 به انتزاعي ترين و واپسين دلبستگي نشانه شناسي مي پردازد،به نقش ايدئولوژي در معنا.
نويسنده در نتيجه گيري كتاب اظهار مي دارد"مكتب فرايند ارتباط با الگوي فهم متعارف از ارتباط جذابيت هاي بسياري دارد و كاركردي تر به نظر مي رسد." اما نشانه شناسي كه عمدتا از سوسور و پيرس اخذ شده،نه تنها به انتقال پيام،بلكه به توليد و تبادل معاني وابسته است.
جان فيسك ،كتاب در آمدي بر مطالعات ارتباطي را با اين عبارات به پايان مي رساند:"قصد ندارم پيشنهاد كنم كه راه درست و غلط مطالعه ارتباط كدام است،اما راه هايي وجود دارد كه كمتر يا بيشتر ثمربخش است. به عقيده من مكتب نشانه شناسي پرسش هاي مهم تري را در ارتباط براي خود مطرح مي كند،و در كمك به ما در فهم هزاران مثال كه در زندگي روزمره به آنها برمي خوريم مفيد تر است.اما به طور قطع فكر نمي كنم كه همه پاسخ ها را به ما بدهد."

|+| نوشته شده توسط پاپیروس در شنبه 28 اردیبهشت1387 | موضوع: نظریه های ارتباطات
دو فضایی شدن و شهر مجازی  
گسترش تکنولوژی های نوین ارتباطی و به خصوص اینترنت در واپسین دهه قرن بیستم بشر را از قید زمان و مکان رها کرد.این تکنولوژی ها شرایطی را فراهم آورد که بشر توانست برای اولین بار در طول عمر تمدنی خود وارد فضای مجازی شود.از این رو انسان این عصر انسانی است که هم در فضای واقعی و هم در فضای مجازی زندگی می کند.فضای مجازی و فضای واقعی لزوما در تضاد با یکدیگر قرار ندارند بلکه این دو مکمل همدیگرند و تاحدودی به هم پیوند خورده اند این پدیده ای است که دکتر سعیدرضا عاملی از آن به عنوان"دوجهانی شدن های به هم چسبیده"یاد می کند.مفهوم دو جهانی شدن به معنای زندگی در فضای واقعی و فضای مجازی است.در فضای مجازی و با ورود به شهر مجازی کاربر می تواند مانند شهر واقعی به انجام امور روزمره بپردازد.در اینجا ملیت مطرح نیست.شهروندان از همه جای جهان در آن حضور دارند.آنچه مهم است حضور در این شهر و زندگی در آن است.شهر مجازي

 جهان مجازي در واقع تلاشي است براي بازنمايي واقعي جهان واقعي. جهان مجازي، اثر جهان واقعي است. وقتي مي گوئيم شهر مجازي و فضاي مجازي با محتواي جديد به اثر ذات، و با مجاز واقعيت و پيامدهايي روبه‌رو هستيم كه در اين فضاست.

تيپ‌هاي شهر مجازي

براساس محتواي شهر، 7 تيپ مختلف شهر مجازي را مي‌توان از هم تفكيك كرد. اين تفكيك كمك مي‌كند تا به لحاظ كاربردي تعيين كنيم در ايران، اولويت‌ها كدامند.۷تيپ مختلف شهرهاي مجازي عبارتند از:
شهرهاي تاريخي، ماهواره‌اي، داده‌اي، كارگاهي، خدمات شهري (شهر كامل مجازي)، توريستي و شهر هاي انتخاب دوم: زندگي متفاوت با زندگي واقعي (زندگي دوم).

نمونه اي از اين شهر ها,شهر مجازي  Zanpo است.برای اشنایی بیستر با مفهم شهر مجازی به مقاله "شهر و شهرنشینی مجازی"اثردکتر سعیدرضا عاملی مراجعه کنید.

پیوندهای مرتبط:

دو فضایی شدن شهرمقاله اي از دكتر عاملي

دو جهانی شدن و آینده هویت های همزمان مقاله اي از دكتر عاملي

شهر مجازی zanpoدر اينجا مي توانيد يكي از شهروندان اين شهر شويد.

vertical city of the americasبا ورود به این شهر از چشم اندازهای دیدنی آن لذت ببرید.

verticalcityrealty

sanantonio vertical city

 

|+| نوشته شده توسط پاپیروس در دوشنبه 16 اردیبهشت1387 | موضوع: جهان مجازی
دل نوشته ای از شاعری گمنام  
 دوره گردم دار قالي مي خرم                     كاسه و ظرف سفالي مي خرم 
                                   گر نداري كوزه خالي مي خرم 
 اشك در چشمان بابا حلقه بست            عاقبت آهي زد و بغضش شكست
 آخر سال است و نان در سفره نيست       اي خدا شكرت كه اين هم زندگي
بوي نان تازه هوش از ما ربود                   اتفاقا مادرم هم روزه بود
چهره اش ديدم كه لك برداشته                 دست خوش رنگش ترك برداشته 
 سوختم،ديدم كه بابا پير بود                   بد تر از آن خواهرم دلگير بود
 باز آواز درشت دوره گرد                           پرده انديشه ام را پاره كرد
 خواهرم بي روسري بيرون دويد               گفت:آقا! سفره خالي مي خريد؟
|+| نوشته شده توسط پاپیروس در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 | موضوع: آزاد
چگونه مطالعه کنیم؟ 

یکی از مواردی که دکتر فاضلی در جلسه گذشته در زمینه  عدم گرایش دانشجویان به مطالعه ذکر کردند ناآشنایی دانشجویان با اصول و روش های مطالعه بود.این امر بهانه ای شد تا یکی از مطالبی رو که مدت ها بود دنبال زمینه برای طرح آن می گشتم در این پست مطرح کنم:

اصول مطالعه

اصول اساسی مطالعه

 برای یک مطالعه ی موثرومفیدچه اصولی بایدرعایت شود؟

چگونه میتوان بهرهوری مطالعه را افزایش داد؟

نکاتی که دراین قسمت مطرح میشوند شایدخیلی ساده

به نظربرسند،اما همین نکات ساده به میزان غیرقابل

تصوری درکیفیت مطالعه تاثیر دارند.

این اصول،تقریبا ارتباطی با موضوع یا عنوان درسی

ندارند وبه عبارت بهتر،اصولی هستند که بایدهمیشه ودر هر درسی رعایت شوند.یک نکته ظریف دراستفاده از این اصول آناست که دانشجویان تصور میکنند باید زمانی راصرف آنها نمایند،درصورتی که از وقت خود میتوانند به شکل دیگری بهره ببرند.برخلاف تصور،رعایت این اصول،حتی اگردرابتدای کارزمانی را از وقت دانشآموزان بگیرد،درادامه به شدت موجب صرفهجویی در زمان خواهد شد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پاپیروس در یکشنبه 1 اردیبهشت1387 | موضوع: کلاس انسان شناسی
آيا تهاجم فرهنگي وجود دارد 
 

تكنولوژي جديد ارتباطي شمشيري دو دم است.از يك سو مفيد و از سوي ديگر مايه شر است.امروزه دوره نظريه هاي تاثير قدرتمند رسانه ها و اثرات گلوله اي گذشته است مخاطبان تبديل بخ جستجو گراني فعال شده اند و زمان و مكان براي آنها بي معني گشته است.بنابر قولي با استفاده از تكنولوژي هاي جديد با يك كليك مي توان وارد بهشت شد و با كليك ديگر وارد جهنم!
امروزه اين مخاطبان هستند كه نوع محتواي و حتي نوع رسانه خود را انتخاب مي كنند.نحوه درك محتواي رسانه ها نيز در ميان مخاطبان مختلف متفاوت است.در اينجا انواع رمزگشايي استوارت هال مورد توجه قرار مي گيرد و هر يك از افراد مخاطب بنابر شخصيت,ميزان انعطاف پذيري در مقابل پيام ها و همچنين ويژگي هاي دموگرافيك مي توان نسبت به پيام ها واكنش هاي گوناگون داشته باشند.از سوی دیگر تولیدکنندگان پیام همواره درصدد القای محصولات خود بر مخاطبان هستند.
تهاجم فرهنگی و آنچه که در مفهومی وسیع تر امپریالیسم فرهنگی خوانده می شود به معنی گسیل اطلاعات و برنامه های گوناگون از طرف کشورهای توسعه یافته به سوی کشورهای در حال توسعه است به صورتی که ساختار فرهنگی کشورهای مقصد را تحت تاثیر قرار داده و دگرگون می سازد.
اگر به این مفهوم نگاهی موشکافانه داشته باشیم همان نظریات رسانه های قدرتمند که در دوران بعد از جنگ جهانی اول مرسوم شده بود در ذهن تداعی می شود.
اما آیا واقعا امروزه نیز این نوع تهاجم وجود دارد؟
پاسخ به این سوال بسیار مشکل است و در دوران های گذشته تحرکات و اظهار نظرهای گوناگونی را در پی داشته است.انتقادها نسبت به جریان آزاد اطلاعات و گرایش به سمت ایجاد نظم نوین جهانی به کوشش کشورهای در حال توسعه در دهه های گذشته ثمره تلاش در برهم زدن این نامعادله بوده است.
باتوجه به آنچه که در ابتدای بحث گفته شد به صورت نظری انتظار می رود که مخاطبان در این زمینه به اندازه گذشته آسیب پذیر نباشند اما با توجه به این که هنوز هم بسیاری از تجهیزات تولید و پخش اطلاعات در چنگال کشورهای توسعه یافته است و هنوز هم شاهد نوعی بی عدالتی دیجیتال بین کشورها هستیم عمده اطلاعاتی نیز که مخاطبان دریافت می کنند همان افکار تکنولوژی ها و فرهنگ کشورهای مسلط است که عرضه می شود.به عبارت دیگر تا زمانی که کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه نتوانند سطح تکنولوژی و سواد رسانه ای شهروندان خود را متعادل و همسان سازنند این نوع تسلط نیز وجود خواهد داشت.بدیهی است که تمام افراد در مقابل این پیام ها یکسان عمل نمی کنند و همان طور که در ابتدای گفته شد بستگی به شرایط مخاطبان و نحوه رمز گشایی پیام های از سوی آنها دارد.

|+| نوشته شده توسط پاپیروس در جمعه 30 فروردین1387 | موضوع: کلاس انسان شناسی
جهاني شدن و سرنوشت سينماي ملي 

جهاني شدن مفهومي است بينا رشته اي كه از آن براي نشان دادن عرصه مبارزه بين اقتصادها و تجربه هاي محلي و جهاني،با توجه به نقل و انتقال هاي فرامرزي سرمايه،ارتباطات و فرهنگ استفاده مي شود.نظريه پردازان جهاني شدن را مي توان به دو گروه تقسيم كرد:همگن انگاران و ناهمگن انگاران.همگن انگاران مي خواهند تجانس و همگني فزاينده اي را در طيف وسيعي از پديده ها در سيستم جهاني بيابند.آنها از كالايي شدن،امپرياليسم فرهنگي،امريكايي شدن،مصرف گرايي،غربي شدن،فرهنگ جهاني و...سخن مي گويند.در نظر همگن انگاران،هاليوود كارگزار و عامل صنعت فرهنگي جهاني است و از اين رو تهديدي براي حاكميت فرهنگي ديگر ملل تلقي مي شود.

بحث درباره سرنوشت سينماي ملي غالبا در چارچوب سلطه هاليوود بر بازار جهاني فيلم و تاثير هاليوود بر صنعت فيلم محلي بررسي مي شود.در عصر "ابر فرهنگ"غربي،محبوبيت هاليوود در بازار خارجي،جذابيت عامه پسندي محصولات سينماي محلي را به لحاظ اقتصادي،فرهنگي و اجتماعي كاهش مي دهد.به عبارتي،بقاي اقتصادي صنايع فيلم محلي در معرض خطر است;اين صنايع در رقابت نابرابر با هاليوود قرار دارند كه فيلم هاي با كيفيت بالاي خود را پس از آن كه هزينه هاي اوليه آن فيلم ها با فروش در بازار هاي داخلي امريكا جبران مي شود،در بازارهاي خارجي با قيمت پايين تر مي فروشد.ويژگي فرهنگي مضامين توليدات سينماي ملي،آنها را در مقايسيه با فيلم هاي هاليوود،كه گويا كيفيت بالاتري دارند،بي ارزش جلوه مي دهد.اين وضعيت،يعني رقابت نابرابر بين هاليوود و سينماي ملي،موجب مي شود كه روابط معكوس بين فراملي گرايي هاليوود و سينماي ملي،نقطه آغاز و پايان اين تحليل شود.بنابراين،همان طور كه كرافتز مي گويد:سينماي ملي همواره در مقابل هاليوود تعريف مي شود.در واقع،در بحث هاي غربي،هاليوود به ندرت به عنوان سينماي ملي در نظر گرفته مي شود و اين موضوع شايد به دليل جذابيت فراملي آن باشد.الزيسر بحثي متفاوت ارائه مي دهد و مي گويد:دفاع از اين برداشت دشوار است كه هاليوود براي سينماي ملي"ديگري محض" تلقي مي شود،زيرا بخش اعظمفرهنگ سينما و فيلم در هر كشوري ناخودآگاه هاليوودي است،به نحوي كه گاه به نظر مي رسد هاليوود ديگر سينماي ملي نيست،بلكه خود سينماست.در اين برداشت،فراملي گرايي سينما با فرملي گرايي هاليوود يكسان انگاشته مي شوند.

علاوه براين،محبوبيت هاليوود در ميان مخاطبان جهاني يا فراملي،با اين ادعا كه هاليوود يكي از نهادهاي فرهنگي ملي امريكايي است،در هم مي آميزد و يكي انگاشته مي شود.

ناهمگن انگاران وجود نظامي جهاني را انكار مي كنند.آنها علاقه مندند كه از دورگه بودن يا پيوند و آميزش،تعامل بين فرهنگ ها و بومي بودن سخن بگويند.با توجه به حضور هاليوود در بازارهاي خارجي به سادگي مي توان دريافت كه چرا جهاني شدن چارچوب تحليلي و تبييني مفيدي است.ناهمگن انگاران معتقدند كه محصول فرهنگي ،مثلا فيلمي هاليوودي،همواره در معرض تفاهم و سوءتفاهم و استفاده و سوءاستفاده است.آنه همچنين به تاثير و نفوذي اشاره مي كنند كه فرهنگ هاي شرقي بر فرهنگ غرب به جا گذاشته اند.

به طور خلاصه،در برداشتي كه همگن انگاران و ناهمگن انگاران از جهاني شدن سينماي و نيز سرنوشت سينماي ملي ارائه مي كنند،موضوع سيطره هاليوود كماكان موضوعي مغشوش و پيچيده باقي مي ماند.

منبع:

سمتي،مهدي.عصر سي ان ان و هاليوود،ترجمه نرجس خاتون براهوئي،نشر ني،تهران،1385.

|+| نوشته شده توسط پاپیروس در شنبه 24 فروردین1387 | موضوع: کلاس انسان شناسی
kiss and tell 

Kiss rule،لاف از سخن چو در زدن است.براي نوشتن خود را به مشقت نيندازيد،ساده بنويسيد،هرچه از دل برآيد بر دل نشيند.
روزنامه نگاران و نويسندگان حرفه اي توصيه مي كنند "كوتاه و ساده بنويسيد،به قول فرنگي ها:
keep it short and simple.اين اصل مهم ترين اصل در گزارش نويسي است و براي اولين بار ،جي ولز در كتاب "چگونه ارتباط برقرار كنيم؟"به كار برد و پس از آن به عبارتي رايج در دنياي روزنامه نگاري تبديل شد.
امروزه گرايش هاي رايج در زمينه نويسندگي به سوي ياده نويسي و پرهيز از پرگويي تمايل دارند.اغلب توصيه مي شود در نوشتن از مهم ترين و جذاب ترين قسمت موضوع شروع كنيد.نمونه اي جالب در اين زمينه نوشته اي از دكتر شكرخواه است:

"سري زديم با حسام به دانشگاه امام صادق (ع) و گشتي زديم در مخازن باز كتابخانه‌ها، نگاهي انداختيم به فيبرهاي نوري كه دارند از در و ديوار آنجا بالا مي‌روند و ديديم ويدئو پروژكشن‌هايي را كه در كلاس‌ها بيتوته كرده‌اند. نيوز روم و كارگاه كامپيوتر و ...
جا بجا توضيح مي‌داد درباره همه چيز و هر از گاهي هم حال و احوالي داشت با دانشجويان و همكارانش، رفتيم دفترش در بلوكي كه مثل بقيه بلوك‌ها درخت ماگنوليايي سرسبزي دارد در ميان حياط كوچك با قابي از آسمان در بالا و طاق‌هايي مدور كه آرامت مي‌كند. بر سرماي بيرون با قهوه‌اي داغ نقطه پايان گذاشت و در آخر گفت از تاريخچه دانشگاه و نظام‌هاي حل مسئله كه از ديسكاشن روم شروع مي‌شود و به كارگاه بزرگ ختم مي‌شود. بعد هم مرا تا در دانشگاه رساند، و پيش از آنكه خداحافظي كند؛ نگاهي انداخت به درخت‌هاي بلند اطراف و گفت اينجا هم محل جنگل‌گردي مااست.
او به راستي عاشق دانشگاه ‌شده‌و شايدهم بهتر است بگويم وقف آن"

حسين قندي،روزنامه نگار،براي شروع مقاله تكنيك هاي زير را پيشنهاد مي كند:

1.شروع ساده و مستقيم:در اين مقدمه،در ابتدا موضوع را براي خواننده مطرح يا خبري كه در مورد آن به ارائه نظر مي پردازد بيان مي كند،و در يك جريان منطقي-تشريحي با نتيجه گيري مقله را پايان مي هد.مثال:

"مراكش،همسايه نگران الجزاير،كشوري كه به بيماري تروريسم مبتلاست،از اوايل ماه سپتامبر،از مرزهاي شرقي اش بيشتر مراقبت مي كند."

2.نقل قول و اقتباس از افكار و عقايد ديگران:در اين نوع مقدمه،نويسنده با يك جمله از نوشته يا افكار مشاهير علمي ،ادبي،مذهبي و ...مقاله را آغاز مي كند.ممكن است نقل قول از يك فرد غير مشهور و عادي هم باشد.

3.استفاده از امثال و حكم و شعر:نوع ديگر شروع مقاله مي تواند با ذكر مثال،حكايت و روايت باشد.مطالعه و جمع آوري اين نكته ها به مقاله نويس در ارائه به موقع آن كمك مي كند.هر آنچه كه به عنوان مثل،حكايت يا روايت در ابتداي مقاله نوشته مي شود بايد با موضوع و متن مقاله هماهنگ باشد.مثال:

"مي گويند ترس برادر مرگ است،ولي كسي نگفته پدر و مادرش كيست.پدر ترس جهل است...."

4.شيوه وصفي:مقاله نويساني كه قلمسان داراي قدرت تصوير پردازي و تشريح است معمولا از چنين روشي براي شروع استفاده مي كنند.اين روش براي توصيف يك واقعه يا صحنه و عينيت بخشيدن به موضوع و خواننده را در صحنه قرار دادن،مورد استفاده قرار مي گيرد.تصويرسازي،داشتن قريحه نويسندگي،تخيل مجاز و داستان گونه بودن از مهم ترين ويژگي هاي نوشته هاي توصيفي است.مثال1:

"قاصدك سلام.از كجا؟خوش آمدي.

-از دامنه بلوط لرستان،از بيستون،از نيمروز،از تيسفون،از شب هاي پر ستاره،از جاري هميشه دوران،كارون.از سرزمين سبز،از باغ گيلاس خراسان،از شكوفه سيب با شميم سنبله هاي زرين آذرآبادگان...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پاپیروس در پنجشنبه 22 فروردین1387 | موضوع: روزنامه نگاری
واژه های عامیانه و تخصصی 

معناي تخصصي

معناي عاميانه

واژه

رديف

هر گونه پيام صادر شده از منبع رمزگذار و شامل نوشته،تصوير،صدا و ...است.

آنچه مكتوب باشد متن ناميده مي شود

متن

1

مجموعه اي از احكام كه قطع نظر از اعتبار معرفت شناختي،عينيت داشته باشد.

معادل گفتگوست

گفتمان

2

هرگاه فردي پديده يا امري را دقيقا احساس و ادراك نمايد و اطلاعاتي از آن به دست اورد به مشاهده پرداخته است

معادل ديدن است و هدفمند نيست

مشاهده

3

در اين مفهوم كلي تر است و علاوه بر نظام سياسي نظام آموزشي،نظام اجتماعي،نظام ارزيابي و ... را در بر مي گيرد

رژيم يا گروه سياسي حاكم،معادل نظام سياسي

نظام

4

قابليت انعطاف و سازگاري با محيط

توانايي فكري،استعداد

هوش

5

احساس اين كه توانايي هاي ما به عنوان انسان به وسيله موجودات ديگري در اختيار گرفته مي شود

غريبه بودن،تعلق داشتن به جامعه اي ديگر

بيگانگي

6

انتظارات اجتماعي در مورد رفتاري كه بر اعضاي هر جنس مناسب دانسته مي شود و به ويژگي هاي اجتماعي رفتار مردانه و زنانه مربوط است نه صفات فيزيكي

ويژگي هاي فيزيكي مردانه و زنانه=جنس

جنسيت

7

سازمان اجتماعي وسيعي است شامل حكومت و مردم و سرزمين با مرزهاي معين

قوه مجريه

دولت

8

در اين معنا گسترده تر از خواندن ونوشتن است و سواد بصري،سواد رسانه اي و ...را شامل مي شود

توانايي خواندن و نوشتن

سواد

9

معيار مشترك بين اعضاي گروه اجتماعي كه انتظار مي رود اعضاخود را با آن همنوا كنند

راه،طريق،قاعده

هنجار

10

كليه چيزهايي است كه خارج از ما و بدون وابستگي با آن وجود دارند و با يكديگر در رابطه اند

چيز داراي وزن كه فضايي را اشغال مي كند

ماده

11

استعداد اعمال اراده خود در درون رئايط اجتماعي معين،شاما قدرت سياسي،قدرت اجتماعي و ... مي شود

توانايي فيزيكي،زور بازو و قدرت بدني

قدرت

12

به نظامي از سمت ها اطلاق مي شود

پوست،پوشش

قشر

13

همزيستي بر اساس قيام مشترك افراد يك دسته در انجام عمل است

گروه،خويشاوند

قوم

14

به اعمال خلاف و جرايم و بدي سلوك و رفتار اطلاق مي شود كه از طرف نوجوانان كوچكتر از 16-18سال سر مي زند

گناهكاري،خطاكاري

بزهكاري

15

حقوق و تكاليفي است كه بر عهده فرد،بر اساس مشاركت اودر يك جنبه يا جنبه هايي از فرهنگ نهاده مي شود

جايي كه مي توان در آنجا مستقر شد و كاري را انجام داد،محل استقرار

پايگاه

16

جنبه عام و اشتركي فرهنگ ها را كه همان فرهنگ مادي باشد تمدن گويند

شهرنشيني:خو گرفتن با آداب مردم شهر

تمدن

17

هنگامي كه خاستگاه رابطه اجتماعي منظم در عادتي طولاني باشد،چندان كه خود آن به طبيعتي ثانوي مبدل شود رسم ناميده مي شود

قانون،آيين،روش

رسم

18

عضو يك اجتماع سياسي كه دارايحقوق و وظايفي در ارتباط با اين عضويت است

هر يك از اهالي شهر

شهروند

19

نظري است كه درباره افراد،چيزها يا رويدادها ابراز مي شود

نگاه،دقت،نگريستن

نگرش

20

 

|+| نوشته شده توسط پاپیروس در سه شنبه 20 فروردین1387 | موضوع: کلاس انسان شناسی
فاصله طبقاتی و دیگر هیچ... 




|+| نوشته شده توسط پاپیروس در دوشنبه 19 فروردین1387 | موضوع: عكس هاي خبري
عكاسيِ خبريِ اخلاقي در عصر تاريكخانه‌هاي الكترونيك 

رنه دكارت در بخش شكاكانة تأملات خود، امكان برانگيخته شدن همة تجربه‌ها توسط يك جن فريبكار كوچك را بررسي مي‌كند: «فكر مي‌كنم همة آسمانها، هوا، زمين، رنگها، اشكال، اصوات، و همة اشياء بيروني كه مي‌بينيم، خيالات و فريبهايي هستند كه او در ما برانگيخته است». اين جن فريبكار ورودي‌هاي حواس دكارت را دستكاري مي‌كند و حس ارتباط مستقيم با واقعيت را به او القاء مي‌كند. اگر دكارت با واقعيت تماس مستقيمي مي‌داشت هم چنين تجربه‌هايي را حس مي‌كرد؛ اما اين تجربه‌ها كار يك جن است.
آن جن فريبكار، همتاي مدرن خود را در روزنامه‌نگار يا ويراستار عكسي مي‌يابد كه از فنآوري‌هاي جديد الكترونيكي براي دستكاري در تصاوير پيش روي بينندة اخبار تصويري استفاده مي‌كند. فنآوري‌هاي پيچيدة رايانه‌اي كه يك تصوير را به‌ مجموعه‌اي قابل كنترل از نقاط و پيكسل‌ها تبديل مي‌كند، امكان دستكاري غيرقابل رديابي و غيرقابل تشخيص را براي افراد فراهم مي‌آورد. در چند دقيقه مي‌توان دو يا چند تصوير را به‌گونه‌اي با هم تركيب كرد كه براي مثال، جان ميجر را دست بر شانة توني بلر نشان دهد، در حالي كه در واقع، هر يك از آنها در گوشه‌اي از اتاق ايستاده‌اند. يا همان‌طور كه رخ داده است، مي‌توان دو هرم باستاني مصر را به‌گونه‌اي به هم نزديك كرد كه براي چاپ در روي جلد نشرية نشنال جئوگرافيك مناسب باشد. جزئيات نامربوط را مي‌توان بدون باقي گذاشتن اثري، برداشت و جزئيات جديد را مي‌توان از عكسهاي ديگر انتقال داد. در عكاسي از مدلهاي لباس، دستكاري در عكس الگوها، روشي رايج شده است: مردمكهاي چشم بزرگ‌تر مي‌شوند و يا پاها كشيده‌تر مي‌شوند. ديگر نمي‌توان به تصاوير اعتماد كرد.
شايد تنها راهبرد عقلاني به هنگام مواجهه با عكس و تصوير، آن باشد كه هر تصوير پيش روي خود را كاذب بدانيم، مگر آن كه نسبت به صدق آن يقين داشته باشيم. شواهد زيادي داريم كه ويراستار فريبكار ميل زيادي به دروغ گفتن دارد. همة پيش‌فرضهايي كه عكسهاي خبري را صادق مي‌داند و منشأ تاريخي شناخت عكسها به عنوان سند معتبر بوده است، با اين فريبكاري بر‌باد مي‌رود
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پاپیروس در شنبه 10 فروردین1387 | موضوع: روزنامه نگاری
بالا