علوم ارتباطات |
تكنولوژي جديد ارتباطي شمشيري دو دم است.از يك سو مفيد و از سوي ديگر مايه شر است.امروزه دوره نظريه هاي تاثير قدرتمند رسانه ها و اثرات گلوله اي گذشته است مخاطبان تبديل بخ جستجو گراني فعال شده اند و زمان و مكان براي آنها بي معني گشته است.بنابر قولي با استفاده از تكنولوژي هاي جديد با يك كليك مي توان وارد بهشت شد و با كليك ديگر وارد جهنم!
امروزه اين مخاطبان هستند كه نوع محتواي و حتي نوع رسانه خود را انتخاب مي كنند.نحوه درك محتواي رسانه ها نيز در ميان مخاطبان مختلف متفاوت است.در اينجا انواع رمزگشايي استوارت هال مورد توجه قرار مي گيرد و هر يك از افراد مخاطب بنابر شخصيت,ميزان انعطاف پذيري در مقابل پيام ها و همچنين ويژگي هاي دموگرافيك مي توان نسبت به پيام ها واكنش هاي گوناگون داشته باشند.از سوی دیگر تولیدکنندگان پیام همواره درصدد القای محصولات خود بر مخاطبان هستند.
تهاجم فرهنگی و آنچه که در مفهومی وسیع تر امپریالیسم فرهنگی خوانده می شود به معنی گسیل اطلاعات و برنامه های گوناگون از طرف کشورهای توسعه یافته به سوی کشورهای در حال توسعه است به صورتی که ساختار فرهنگی کشورهای مقصد را تحت تاثیر قرار داده و دگرگون می سازد.
اگر به این مفهوم نگاهی موشکافانه داشته باشیم همان نظریات رسانه های قدرتمند که در دوران بعد از جنگ جهانی اول مرسوم شده بود در ذهن تداعی می شود.
اما آیا واقعا امروزه نیز این نوع تهاجم وجود دارد؟
پاسخ به این سوال بسیار مشکل است و در دوران های گذشته تحرکات و اظهار نظرهای گوناگونی را در پی داشته است.انتقادها نسبت به جریان آزاد اطلاعات و گرایش به سمت ایجاد نظم نوین جهانی به کوشش کشورهای در حال توسعه در دهه های گذشته ثمره تلاش در برهم زدن این نامعادله بوده است.
باتوجه به آنچه که در ابتدای بحث گفته شد به صورت نظری انتظار می رود که مخاطبان در این زمینه به اندازه گذشته آسیب پذیر نباشند اما با توجه به این که هنوز هم بسیاری از تجهیزات تولید و پخش اطلاعات در چنگال کشورهای توسعه یافته است و هنوز هم شاهد نوعی بی عدالتی دیجیتال بین کشورها هستیم عمده اطلاعاتی نیز که مخاطبان دریافت می کنند همان افکار تکنولوژی ها و فرهنگ کشورهای مسلط است که عرضه می شود.به عبارت دیگر تا زمانی که کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه نتوانند سطح تکنولوژی و سواد رسانه ای شهروندان خود را متعادل و همسان سازنند این نوع تسلط نیز وجود خواهد داشت.بدیهی است که تمام افراد در مقابل این پیام ها یکسان عمل نمی کنند و همان طور که در ابتدای گفته شد بستگی به شرایط مخاطبان و نحوه رمز گشایی پیام های از سوی آنها دارد.
جهاني
شدن مفهومي است بينا رشته اي كه از آن براي نشان دادن عرصه مبارزه بين اقتصادها و
تجربه هاي محلي و جهاني،با توجه به نقل و انتقال هاي فرامرزي سرمايه،ارتباطات و
فرهنگ استفاده مي شود.نظريه پردازان جهاني شدن را مي توان به دو گروه تقسيم
كرد:همگن انگاران و ناهمگن انگاران.همگن انگاران مي خواهند تجانس و همگني فزاينده
اي را در طيف وسيعي از پديده ها در سيستم جهاني بيابند.آنها از كالايي
شدن،امپرياليسم فرهنگي،امريكايي شدن،مصرف گرايي،غربي شدن،فرهنگ جهاني و...سخن مي
گويند.در نظر همگن انگاران،هاليوود كارگزار و عامل صنعت فرهنگي جهاني است و از اين
رو تهديدي براي حاكميت فرهنگي ديگر ملل تلقي مي شود.
بحث
درباره سرنوشت سينماي ملي غالبا در چارچوب سلطه هاليوود بر بازار جهاني فيلم و
تاثير هاليوود بر صنعت فيلم محلي بررسي مي شود.در عصر "ابر فرهنگ"غربي،محبوبيت
هاليوود در بازار خارجي،جذابيت عامه پسندي محصولات سينماي محلي را به لحاظ
اقتصادي،فرهنگي و اجتماعي كاهش مي دهد.به عبارتي،بقاي اقتصادي صنايع فيلم محلي در
معرض خطر است;اين صنايع در رقابت نابرابر با هاليوود
قرار دارند كه فيلم هاي با كيفيت بالاي خود را پس از آن كه هزينه هاي اوليه آن
فيلم ها با فروش در بازار هاي داخلي امريكا جبران مي شود،در بازارهاي خارجي با
قيمت پايين تر مي فروشد.ويژگي فرهنگي مضامين توليدات سينماي ملي،آنها را در
مقايسيه با فيلم هاي هاليوود،كه گويا كيفيت بالاتري دارند،بي ارزش جلوه مي دهد.اين
وضعيت،يعني رقابت نابرابر بين هاليوود و سينماي ملي،موجب مي شود كه روابط معكوس
بين فراملي گرايي هاليوود و سينماي ملي،نقطه آغاز و پايان اين تحليل
شود.بنابراين،همان طور كه كرافتز مي گويد:سينماي ملي همواره در مقابل هاليوود
تعريف مي شود.در واقع،در بحث هاي غربي،هاليوود به ندرت به عنوان سينماي ملي در نظر
گرفته مي شود و اين موضوع شايد به دليل جذابيت فراملي آن باشد.الزيسر بحثي متفاوت
ارائه مي دهد و مي گويد:دفاع از اين برداشت دشوار است كه هاليوود براي سينماي ملي"ديگري محض" تلقي مي شود،زيرا بخش اعظمفرهنگ سينما و فيلم در
هر كشوري ناخودآگاه هاليوودي است،به نحوي كه گاه به نظر مي رسد هاليوود ديگر
سينماي ملي نيست،بلكه خود سينماست.در اين برداشت،فراملي گرايي سينما با فرملي
گرايي هاليوود يكسان انگاشته مي شوند.
علاوه
براين،محبوبيت هاليوود در ميان مخاطبان جهاني يا فراملي،با اين ادعا كه هاليوود
يكي از نهادهاي فرهنگي ملي امريكايي است،در هم مي آميزد و يكي انگاشته مي شود.
ناهمگن
انگاران وجود نظامي جهاني را انكار مي كنند.آنها علاقه مندند كه از دورگه بودن يا
پيوند و آميزش،تعامل بين فرهنگ ها و بومي بودن سخن بگويند.با توجه به حضور هاليوود
در بازارهاي خارجي به سادگي مي توان دريافت كه چرا جهاني شدن چارچوب تحليلي و
تبييني مفيدي است.ناهمگن انگاران معتقدند كه محصول فرهنگي ،مثلا فيلمي
هاليوودي،همواره در معرض تفاهم و سوءتفاهم و استفاده و سوءاستفاده است.آنه همچنين
به تاثير و نفوذي اشاره مي كنند كه فرهنگ هاي شرقي بر فرهنگ غرب به جا گذاشته اند.
به طور
خلاصه،در برداشتي كه همگن انگاران و ناهمگن انگاران از جهاني شدن سينماي و نيز
سرنوشت سينماي ملي ارائه مي كنند،موضوع سيطره هاليوود كماكان موضوعي مغشوش و پيچيده باقي مي ماند.
سمتي،مهدي.عصر
سي ان ان و هاليوود،ترجمه نرجس خاتون براهوئي،نشر ني،تهران،1385.
Kiss rule،لاف از سخن چو در زدن است.براي
نوشتن خود را به مشقت نيندازيد،ساده بنويسيد،هرچه از دل برآيد بر دل نشيند.
روزنامه نگاران و نويسندگان حرفه اي توصيه مي كنند "كوتاه و ساده
بنويسيد،به قول فرنگي ها:keep it short and simple.اين اصل مهم
ترين اصل در گزارش نويسي است و براي اولين بار ،جي ولز در كتاب "چگونه ارتباط
برقرار كنيم؟"به كار برد و پس از آن به عبارتي رايج در دنياي روزنامه نگاري
تبديل شد.
امروزه گرايش هاي رايج در زمينه نويسندگي به سوي ياده نويسي و پرهيز از
پرگويي تمايل دارند.اغلب توصيه مي شود در نوشتن از مهم ترين و جذاب ترين قسمت
موضوع شروع كنيد.نمونه اي جالب در اين زمينه نوشته اي از دكتر شكرخواه است:
"سري زديم با حسام به دانشگاه امام
صادق (ع) و گشتي زديم در مخازن باز كتابخانهها، نگاهي انداختيم به
فيبرهاي نوري كه دارند از در و ديوار آنجا بالا ميروند و ديديم ويدئو پروژكشنهايي
را كه در كلاسها بيتوته كردهاند. نيوز روم و كارگاه كامپيوتر و ...
جا بجا توضيح ميداد درباره همه چيز و هر از گاهي هم حال و احوالي داشت با
دانشجويان و همكارانش، رفتيم دفترش در بلوكي كه مثل بقيه بلوكها درخت ماگنوليايي
سرسبزي دارد در ميان حياط كوچك با قابي از آسمان در بالا و طاقهايي مدور كه آرامت
ميكند. بر سرماي بيرون با قهوهاي داغ نقطه پايان گذاشت و در آخر گفت از تاريخچه
دانشگاه و نظامهاي حل مسئله كه از ديسكاشن روم شروع ميشود و به كارگاه بزرگ ختم
ميشود. بعد هم مرا تا در دانشگاه رساند، و پيش از آنكه خداحافظي كند؛ نگاهي
انداخت به درختهاي بلند اطراف و گفت اينجا هم محل جنگلگردي مااست.
او به راستي عاشق دانشگاه شدهو شايدهم بهتر است بگويم وقف آن"
حسين قندي،روزنامه نگار،براي شروع مقاله تكنيك هاي زير را پيشنهاد مي كند:
1.شروع ساده و مستقيم:در اين مقدمه،در ابتدا موضوع را براي خواننده مطرح
يا خبري كه در مورد آن به ارائه نظر مي پردازد بيان مي كند،و در يك جريان
منطقي-تشريحي با نتيجه گيري مقله را پايان مي هد.مثال:
"مراكش،همسايه نگران الجزاير،كشوري كه به بيماري تروريسم مبتلاست،از
اوايل ماه سپتامبر،از مرزهاي شرقي اش بيشتر مراقبت مي كند."
2.نقل قول و اقتباس از افكار و عقايد ديگران:در اين نوع مقدمه،نويسنده با
يك جمله از نوشته يا افكار مشاهير علمي ،ادبي،مذهبي و ...مقاله را آغاز مي
كند.ممكن است نقل قول از يك فرد غير مشهور و عادي هم باشد.
3.استفاده از امثال و حكم و شعر:نوع ديگر شروع مقاله مي تواند با ذكر
مثال،حكايت و روايت باشد.مطالعه و جمع آوري اين نكته ها به مقاله نويس در ارائه به
موقع آن كمك مي كند.هر آنچه كه به عنوان مثل،حكايت يا روايت در ابتداي مقاله نوشته
مي شود بايد با موضوع و متن مقاله هماهنگ باشد.مثال:
"مي گويند ترس برادر مرگ است،ولي كسي نگفته پدر و مادرش كيست.پدر ترس
جهل است...."
4.شيوه وصفي:مقاله نويساني كه قلمسان داراي قدرت تصوير پردازي و تشريح است
معمولا از چنين روشي براي شروع استفاده مي كنند.اين روش براي توصيف يك واقعه يا
صحنه و عينيت بخشيدن به موضوع و خواننده را در صحنه قرار دادن،مورد استفاده قرار
مي گيرد.تصويرسازي،داشتن قريحه نويسندگي،تخيل مجاز و داستان گونه بودن از مهم ترين
ويژگي هاي نوشته هاي توصيفي است.مثال1:
"قاصدك سلام.از كجا؟خوش آمدي.
-از دامنه بلوط لرستان،از بيستون،از نيمروز،از تيسفون،از شب هاي پر ستاره،از جاري هميشه دوران،كارون.از سرزمين سبز،از باغ گيلاس خراسان،از شكوفه سيب با شميم سنبله هاي زرين آذرآبادگان...
كتاب حاضر پژوهشي تحقيقاتي در حوزه مردمشناسي هنر و پرسشهاي هنرمندان كه آن را غلامرضا جلالي در 33 صفحه گرد آورده است. اين كتاب در حقيقت توصيفي است از ساختار مردمشناسي ديني هنر، به ويژه سينما، در جامعه كنوني ايران. به اين معنا كه چگونه هنرمندان كشور در بلنديهاي بادگير فرهنگ جامعه و در برابر سموم فلسفهها و فرهنگهاي مهاجم قرار دارند از خود دفاع ميكنند و اينكه هزاران پرسش در ذهنيت آنها به طور مستمر در حال شكلگيري است. در اين ميان پرسشهاي بنيادين كدامند و وظيفه آكادميك حوزههاي علميه چيست؟ آنها چقدر به عينيت و راه حلها توجه دارند؟ راه حلهاي پيشنهادي خود هنرمندان چيست و كداماند. در اين تحقيق تلاش شده است ضمن پاسخگويي به سوالات هنرمندان، فيلسوفان و انديشمندان هنري به رابطه دين و هنر بپردازد و به بنياديترين دغدغه و سوالات آنها پاسخ گويد. نويسنده در اين راستا در مقدمه كتاب مينويسد: چه بايد كرد تا رابطة دين و هنر مثل دورههاي درخشان تاريخ حفظ شود و جدايي ميان هنر و شريعت به وجود نيايد. دين براي ابلاغ حقايق پنهان خود از قالبهاي هنري استفاده كند و به مجردترين و پيچيدهترين مسايل مذهبي و عرفان دست يابد. نويسنده در اين تحقيق به الويتبندي مسايل و مشكلات در اين مقوله پرداخته سپس به رابطه سينما و عرفان، حكمت، ارزشهاي اخلاقي، فقه، تاريخ، سياست اشاره كرده و اين موضوعات را در حوزه هنر و دين بررسي كرده است. در پايان نويسنده پيشنهادهايي را ارائه كرده است كه ميتواند در رابطه دين، هنر، موسيقي و هنرهاي تجسمي سودمند باشد. كتاب با تحليل جامعه آماري و نتيجهگيري پايان مييابد كه جلالي در آن به رابطه نزديك دين و هنر اشاره كرده و دين را متكامل هنر دانسته و هنرهاي ديني را تجليگاه عالم قدسي قلمداد كرده است. در اين ميان آنچه ميتواند اين رابطه را محكم نگه دارد، هنرمند است كه انوار الهي را بر او تجلي يافته باشد. نويسنده نتيجه ميگيرد كه با تأسيس رشته به نام هنر و زيباييشناسي اسلامي و فلسفه فقه ميتوان به تكوين تفقه مدد رسان و هم زمينه و شرايط لازم براي پاسخگويي به بسياري از پرسشها و شبهات هنري را فراهم كرد. |
معناي تخصصي |
معناي عاميانه |
واژه |
رديف |
|
هر گونه پيام صادر شده از منبع رمزگذار و شامل نوشته،تصوير،صدا و ...است. |
آنچه مكتوب باشد متن ناميده مي شود |
متن |
1 |
|
مجموعه اي از احكام كه قطع نظر از اعتبار معرفت شناختي،عينيت داشته باشد. |
معادل گفتگوست |
گفتمان |
2 |
|
هرگاه فردي پديده يا امري را دقيقا احساس و ادراك نمايد و اطلاعاتي از آن به دست اورد به مشاهده پرداخته است |
معادل ديدن است و هدفمند نيست |
مشاهده |
3 |
|
در اين مفهوم كلي تر است و علاوه بر نظام سياسي نظام آموزشي،نظام اجتماعي،نظام ارزيابي و ... را در بر مي گيرد |
رژيم يا گروه سياسي حاكم،معادل نظام سياسي |
نظام |
4 |
|
قابليت انعطاف و سازگاري با محيط |
توانايي فكري،استعداد |
هوش |
5 |
|
احساس اين كه توانايي هاي ما به عنوان انسان به وسيله موجودات ديگري در اختيار گرفته مي شود |
غريبه بودن،تعلق داشتن به جامعه اي ديگر |
بيگانگي |
6 |
|
انتظارات اجتماعي در مورد رفتاري كه بر اعضاي هر جنس مناسب دانسته مي شود و به ويژگي هاي اجتماعي رفتار مردانه و زنانه مربوط است نه صفات فيزيكي |
ويژگي هاي فيزيكي مردانه و زنانه=جنس |
جنسيت |
7 |
|
سازمان اجتماعي وسيعي است شامل حكومت و مردم و سرزمين با مرزهاي معين |
قوه مجريه |
دولت |
8 |
|
در اين معنا گسترده تر از خواندن ونوشتن است و سواد بصري،سواد رسانه اي و ...را شامل مي شود |
توانايي خواندن و نوشتن |
سواد |
9 |
|
معيار مشترك بين اعضاي گروه اجتماعي كه انتظار مي رود اعضاخود را با آن همنوا كنند |
راه،طريق،قاعده |
هنجار |
10 |
|
كليه چيزهايي است كه خارج از ما و بدون وابستگي با آن وجود دارند و با يكديگر در رابطه اند |
چيز داراي وزن كه فضايي را اشغال مي كند |
ماده |
11 |
|
استعداد اعمال اراده خود در درون رئايط اجتماعي معين،شاما قدرت سياسي،قدرت اجتماعي و ... مي شود |
توانايي فيزيكي،زور بازو و قدرت بدني |
قدرت |
12 |
|
به نظامي از سمت ها اطلاق مي شود |
پوست،پوشش |
قشر |
13 |
|
همزيستي بر اساس قيام مشترك افراد يك دسته در انجام عمل است |
گروه،خويشاوند |
قوم |
14 |
|
به اعمال خلاف و جرايم و بدي سلوك و رفتار اطلاق مي شود كه از طرف نوجوانان كوچكتر از 16-18سال سر مي زند |
گناهكاري،خطاكاري |
بزهكاري |
15 |
|
حقوق و تكاليفي است كه بر عهده فرد،بر اساس مشاركت اودر يك جنبه يا جنبه هايي از فرهنگ نهاده مي شود |
جايي كه مي توان در آنجا مستقر شد و كاري را انجام داد،محل استقرار |
پايگاه |
16 |
|
جنبه عام و اشتركي فرهنگ ها را كه همان فرهنگ مادي باشد تمدن گويند |
شهرنشيني:خو گرفتن با آداب مردم شهر |
تمدن |
17 |
|
هنگامي كه خاستگاه رابطه اجتماعي منظم در عادتي طولاني باشد،چندان كه خود آن به طبيعتي ثانوي مبدل شود رسم ناميده مي شود |
قانون،آيين،روش |
رسم |
18 |
|
عضو يك اجتماع سياسي كه دارايحقوق و وظايفي در ارتباط با اين عضويت است |
هر يك از اهالي شهر |
شهروند |
19 |
|
نظري است كه درباره افراد،چيزها يا رويدادها ابراز مي شود |
نگاه،دقت،نگريستن |
نگرش |
20 |
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|