تبليغاتX
پاپیروس
 
علوم ارتباطات
 

یکی از مواردی که دکتر فاضلی در جلسه گذشته در زمینه  عدم گرایش دانشجویان به مطالعه ذکر کردند ناآشنایی دانشجویان با اصول و روش های مطالعه بود.این امر بهانه ای شد تا یکی از مطالبی رو که مدت ها بود دنبال زمینه برای طرح آن می گشتم در این پست مطرح کنم:

اصول مطالعه

اصول اساسی مطالعه

 برای یک مطالعه ی موثرومفیدچه اصولی بایدرعایت شود؟

چگونه میتوان بهرهوری مطالعه را افزایش داد؟

نکاتی که دراین قسمت مطرح میشوند شایدخیلی ساده

به نظربرسند،اما همین نکات ساده به میزان غیرقابل

تصوری درکیفیت مطالعه تاثیر دارند.

این اصول،تقریبا ارتباطی با موضوع یا عنوان درسی

ندارند وبه عبارت بهتر،اصولی هستند که بایدهمیشه ودر هر درسی رعایت شوند.یک نکته ظریف دراستفاده از این اصول آناست که دانشجویان تصور میکنند باید زمانی راصرف آنها نمایند،درصورتی که از وقت خود میتوانند به شکل دیگری بهره ببرند.برخلاف تصور،رعایت این اصول،حتی اگردرابتدای کارزمانی را از وقت دانشآموزان بگیرد،درادامه به شدت موجب صرفهجویی در زمان خواهد شد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 14:53  توسط پاپیروس  | 
 

تكنولوژي جديد ارتباطي شمشيري دو دم است.از يك سو مفيد و از سوي ديگر مايه شر است.امروزه دوره نظريه هاي تاثير قدرتمند رسانه ها و اثرات گلوله اي گذشته است مخاطبان تبديل بخ جستجو گراني فعال شده اند و زمان و مكان براي آنها بي معني گشته است.بنابر قولي با استفاده از تكنولوژي هاي جديد با يك كليك مي توان وارد بهشت شد و با كليك ديگر وارد جهنم!
امروزه اين مخاطبان هستند كه نوع محتواي و حتي نوع رسانه خود را انتخاب مي كنند.نحوه درك محتواي رسانه ها نيز در ميان مخاطبان مختلف متفاوت است.در اينجا انواع رمزگشايي استوارت هال مورد توجه قرار مي گيرد و هر يك از افراد مخاطب بنابر شخصيت,ميزان انعطاف پذيري در مقابل پيام ها و همچنين ويژگي هاي دموگرافيك مي توان نسبت به پيام ها واكنش هاي گوناگون داشته باشند.از سوی دیگر تولیدکنندگان پیام همواره درصدد القای محصولات خود بر مخاطبان هستند.
تهاجم فرهنگی و آنچه که در مفهومی وسیع تر امپریالیسم فرهنگی خوانده می شود به معنی گسیل اطلاعات و برنامه های گوناگون از طرف کشورهای توسعه یافته به سوی کشورهای در حال توسعه است به صورتی که ساختار فرهنگی کشورهای مقصد را تحت تاثیر قرار داده و دگرگون می سازد.
اگر به این مفهوم نگاهی موشکافانه داشته باشیم همان نظریات رسانه های قدرتمند که در دوران بعد از جنگ جهانی اول مرسوم شده بود در ذهن تداعی می شود.
اما آیا واقعا امروزه نیز این نوع تهاجم وجود دارد؟
پاسخ به این سوال بسیار مشکل است و در دوران های گذشته تحرکات و اظهار نظرهای گوناگونی را در پی داشته است.انتقادها نسبت به جریان آزاد اطلاعات و گرایش به سمت ایجاد نظم نوین جهانی به کوشش کشورهای در حال توسعه در دهه های گذشته ثمره تلاش در برهم زدن این نامعادله بوده است.
باتوجه به آنچه که در ابتدای بحث گفته شد به صورت نظری انتظار می رود که مخاطبان در این زمینه به اندازه گذشته آسیب پذیر نباشند اما با توجه به این که هنوز هم بسیاری از تجهیزات تولید و پخش اطلاعات در چنگال کشورهای توسعه یافته است و هنوز هم شاهد نوعی بی عدالتی دیجیتال بین کشورها هستیم عمده اطلاعاتی نیز که مخاطبان دریافت می کنند همان افکار تکنولوژی ها و فرهنگ کشورهای مسلط است که عرضه می شود.به عبارت دیگر تا زمانی که کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه نتوانند سطح تکنولوژی و سواد رسانه ای شهروندان خود را متعادل و همسان سازنند این نوع تسلط نیز وجود خواهد داشت.بدیهی است که تمام افراد در مقابل این پیام ها یکسان عمل نمی کنند و همان طور که در ابتدای گفته شد بستگی به شرایط مخاطبان و نحوه رمز گشایی پیام های از سوی آنها دارد.

  نوشته شده در  جمعه 30 فروردین1387ساعت 19:3  توسط پاپیروس  | 

جهاني شدن مفهومي است بينا رشته اي كه از آن براي نشان دادن عرصه مبارزه بين اقتصادها و تجربه هاي محلي و جهاني،با توجه به نقل و انتقال هاي فرامرزي سرمايه،ارتباطات و فرهنگ استفاده مي شود.نظريه پردازان جهاني شدن را مي توان به دو گروه تقسيم كرد:همگن انگاران و ناهمگن انگاران.همگن انگاران مي خواهند تجانس و همگني فزاينده اي را در طيف وسيعي از پديده ها در سيستم جهاني بيابند.آنها از كالايي شدن،امپرياليسم فرهنگي،امريكايي شدن،مصرف گرايي،غربي شدن،فرهنگ جهاني و...سخن مي گويند.در نظر همگن انگاران،هاليوود كارگزار و عامل صنعت فرهنگي جهاني است و از اين رو تهديدي براي حاكميت فرهنگي ديگر ملل تلقي مي شود.

بحث درباره سرنوشت سينماي ملي غالبا در چارچوب سلطه هاليوود بر بازار جهاني فيلم و تاثير هاليوود بر صنعت فيلم محلي بررسي مي شود.در عصر "ابر فرهنگ"غربي،محبوبيت هاليوود در بازار خارجي،جذابيت عامه پسندي محصولات سينماي محلي را به لحاظ اقتصادي،فرهنگي و اجتماعي كاهش مي دهد.به عبارتي،بقاي اقتصادي صنايع فيلم محلي در معرض خطر است;اين صنايع در رقابت نابرابر با هاليوود قرار دارند كه فيلم هاي با كيفيت بالاي خود را پس از آن كه هزينه هاي اوليه آن فيلم ها با فروش در بازار هاي داخلي امريكا جبران مي شود،در بازارهاي خارجي با قيمت پايين تر مي فروشد.ويژگي فرهنگي مضامين توليدات سينماي ملي،آنها را در مقايسيه با فيلم هاي هاليوود،كه گويا كيفيت بالاتري دارند،بي ارزش جلوه مي دهد.اين وضعيت،يعني رقابت نابرابر بين هاليوود و سينماي ملي،موجب مي شود كه روابط معكوس بين فراملي گرايي هاليوود و سينماي ملي،نقطه آغاز و پايان اين تحليل شود.بنابراين،همان طور كه كرافتز مي گويد:سينماي ملي همواره در مقابل هاليوود تعريف مي شود.در واقع،در بحث هاي غربي،هاليوود به ندرت به عنوان سينماي ملي در نظر گرفته مي شود و اين موضوع شايد به دليل جذابيت فراملي آن باشد.الزيسر بحثي متفاوت ارائه مي دهد و مي گويد:دفاع از اين برداشت دشوار است كه هاليوود براي سينماي ملي"ديگري محض" تلقي مي شود،زيرا بخش اعظمفرهنگ سينما و فيلم در هر كشوري ناخودآگاه هاليوودي است،به نحوي كه گاه به نظر مي رسد هاليوود ديگر سينماي ملي نيست،بلكه خود سينماست.در اين برداشت،فراملي گرايي سينما با فرملي گرايي هاليوود يكسان انگاشته مي شوند.

علاوه براين،محبوبيت هاليوود در ميان مخاطبان جهاني يا فراملي،با اين ادعا كه هاليوود يكي از نهادهاي فرهنگي ملي امريكايي است،در هم مي آميزد و يكي انگاشته مي شود.

ناهمگن انگاران وجود نظامي جهاني را انكار مي كنند.آنها علاقه مندند كه از دورگه بودن يا پيوند و آميزش،تعامل بين فرهنگ ها و بومي بودن سخن بگويند.با توجه به حضور هاليوود در بازارهاي خارجي به سادگي مي توان دريافت كه چرا جهاني شدن چارچوب تحليلي و تبييني مفيدي است.ناهمگن انگاران معتقدند كه محصول فرهنگي ،مثلا فيلمي هاليوودي،همواره در معرض تفاهم و سوءتفاهم و استفاده و سوءاستفاده است.آنه همچنين به تاثير و نفوذي اشاره مي كنند كه فرهنگ هاي شرقي بر فرهنگ غرب به جا گذاشته اند.

به طور خلاصه،در برداشتي كه همگن انگاران و ناهمگن انگاران از جهاني شدن سينماي و نيز سرنوشت سينماي ملي ارائه مي كنند،موضوع سيطره هاليوود كماكان موضوعي مغشوش و پيچيده باقي مي ماند.

منبع:

سمتي،مهدي.عصر سي ان ان و هاليوود،ترجمه نرجس خاتون براهوئي،نشر ني،تهران،1385.

  نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 10:32  توسط پاپیروس  | 
كتاب حاضر پژوهشي تحقيقاتي در حوزه مردم‌شناسي هنر و پرسشهاي هنرمندان كه آن را غلام‌رضا جلالي در 33 صفحه گرد آورده است. اين كتاب در حقيقت توصيفي است از ساختار مردم‌شناسي ديني هنر، به ويژه سينما، در جامعه كنوني ايران. به اين معنا كه چگونه هنرمندان كشور در بلنديهاي بادگير فرهنگ جامعه و در برابر سموم فلسفه‌ها و فرهنگهاي مهاجم قرار دارند از خود دفاع مي‌كنند و اينكه هزاران پرسش در ذهنيت آنها به طور مستمر در حال شكل‌گيري است. در اين ميان پرسشهاي بنيادين كدامند و وظيفه آكادميك حوزه‌هاي علميه چيست؟ آنها چقدر به عينيت و راه حلها توجه دارند؟ راه حلهاي پيشنهادي خود هنرمندان چيست و كدام‌اند. در اين تحقيق تلاش شده است ضمن پاسخگويي به سوالات هنرمندان، فيلسوفان و انديشمندان هنري به رابطه دين و هنر بپردازد و به بنيادي‌ترين دغدغه و سوالات آنها پاسخ گويد. نويسنده در اين راستا در مقدمه كتاب مي‌نويسد: چه بايد كرد تا رابطة دين و هنر مثل دوره‌هاي درخشان تاريخ حفظ شود و جدايي ميان هنر و شريعت به وجود نيايد. دين براي ابلاغ حقايق پنهان خود از قالبهاي هنري استفاده كند و به مجردترين و پيچيده‌ترين مسايل مذهبي و عرفان دست يابد. نويسنده در اين تحقيق به الويت‌‌بندي مسايل و مشكلات در اين مقوله پرداخته سپس به رابطه سينما و عرفان، حكمت، ارزشهاي اخلاقي، فقه، تاريخ، سياست اشاره كرده و اين موضوعات را در حوزه هنر و دين بررسي كرده است. در پايان نويسنده پيشنهادهايي را ارائه كرده است كه مي‌تواند در رابطه دين، هنر، موسيقي و هنرهاي تجسمي سودمند باشد. كتاب با تحليل جامعه آماري و نتيجه‌‌گيري پايان مي‌يابد كه جلالي در آن به رابطه نزديك دين و هنر اشاره كرده و دين را متكامل هنر دانسته و هنرهاي ديني را تجلي‌گاه عالم قدسي قلمداد كرده است. در اين ميان آنچه مي‌تواند اين رابطه را محكم نگه دارد، هنرمند است كه انوار الهي را بر او تجلي يافته باشد. نويسنده نتيجه مي‌گيرد كه با تأسيس رشته به نام هنر و زيبايي‌شناسي اسلامي و فلسفه فقه مي‌توان به تكوين تفقه مدد رسان و هم زمينه و شرايط لازم براي پاسخگويي به بسياري از پرسشها و شبهات هنري را فراهم كرد.
  نوشته شده در  سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 13:54  توسط پاپیروس  | 

معناي تخصصي

معناي عاميانه

واژه

رديف

هر گونه پيام صادر شده از منبع رمزگذار و شامل نوشته،تصوير،صدا و ...است.

آنچه مكتوب باشد متن ناميده مي شود

متن

1

مجموعه اي از احكام كه قطع نظر از اعتبار معرفت شناختي،عينيت داشته باشد.

معادل گفتگوست

گفتمان

2

هرگاه فردي پديده يا امري را دقيقا احساس و ادراك نمايد و اطلاعاتي از آن به دست اورد به مشاهده پرداخته است

معادل ديدن است و هدفمند نيست

مشاهده

3

در اين مفهوم كلي تر است و علاوه بر نظام سياسي نظام آموزشي،نظام اجتماعي،نظام ارزيابي و ... را در بر مي گيرد

رژيم يا گروه سياسي حاكم،معادل نظام سياسي

نظام

4

قابليت انعطاف و سازگاري با محيط

توانايي فكري،استعداد

هوش

5

احساس اين كه توانايي هاي ما به عنوان انسان به وسيله موجودات ديگري در اختيار گرفته مي شود

غريبه بودن،تعلق داشتن به جامعه اي ديگر

بيگانگي

6

انتظارات اجتماعي در مورد رفتاري كه بر اعضاي هر جنس مناسب دانسته مي شود و به ويژگي هاي اجتماعي رفتار مردانه و زنانه مربوط است نه صفات فيزيكي

ويژگي هاي فيزيكي مردانه و زنانه=جنس

جنسيت

7

سازمان اجتماعي وسيعي است شامل حكومت و مردم و سرزمين با مرزهاي معين

قوه مجريه

دولت

8

در اين معنا گسترده تر از خواندن ونوشتن است و سواد بصري،سواد رسانه اي و ...را شامل مي شود

توانايي خواندن و نوشتن

سواد

9

معيار مشترك بين اعضاي گروه اجتماعي كه انتظار مي رود اعضاخود را با آن همنوا كنند

راه،طريق،قاعده

هنجار

10

كليه چيزهايي است كه خارج از ما و بدون وابستگي با آن وجود دارند و با يكديگر در رابطه اند

چيز داراي وزن كه فضايي را اشغال مي كند

ماده

11

استعداد اعمال اراده خود در درون رئايط اجتماعي معين،شاما قدرت سياسي،قدرت اجتماعي و ... مي شود

توانايي فيزيكي،زور بازو و قدرت بدني

قدرت

12

به نظامي از سمت ها اطلاق مي شود

پوست،پوشش

قشر

13

همزيستي بر اساس قيام مشترك افراد يك دسته در انجام عمل است

گروه،خويشاوند

قوم

14

به اعمال خلاف و جرايم و بدي سلوك و رفتار اطلاق مي شود كه از طرف نوجوانان كوچكتر از 16-18سال سر مي زند

گناهكاري،خطاكاري

بزهكاري

15

حقوق و تكاليفي است كه بر عهده فرد،بر اساس مشاركت اودر يك جنبه يا جنبه هايي از فرهنگ نهاده مي شود

جايي كه مي توان در آنجا مستقر شد و كاري را انجام داد،محل استقرار

پايگاه

16

جنبه عام و اشتركي فرهنگ ها را كه همان فرهنگ مادي باشد تمدن گويند

شهرنشيني:خو گرفتن با آداب مردم شهر

تمدن

17

هنگامي كه خاستگاه رابطه اجتماعي منظم در عادتي طولاني باشد،چندان كه خود آن به طبيعتي ثانوي مبدل شود رسم ناميده مي شود

قانون،آيين،روش

رسم

18

عضو يك اجتماع سياسي كه دارايحقوق و وظايفي در ارتباط با اين عضويت است

هر يك از اهالي شهر

شهروند

19

نظري است كه درباره افراد،چيزها يا رويدادها ابراز مي شود

نگاه،دقت،نگريستن

نگرش

20

 

  نوشته شده در  سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 10:3  توسط پاپیروس  | 

"ما چگونه ما شدیم؟» اثر جاودانه صادق «زیباکلام» تا کنون بارها تجدید چاپ شده و بسیاری نیز خط به خط آن را خوانده اند. عصاره کلام «زیباکلام» در این نوشتار این بوده که «ما تا به کی می خواهیم ضعف ها و مشکلات و نابسامانی ها و عقب ماندگی هایمان را بر گردن دیگران بیندازیم و با مقصر نمودن آنها، چشم بر روی واقعیات آنچه بوده ایم، ببندیم؟»


ادامه مطلب

  نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 14:6  توسط پاپیروس  | 
انسان ها درك متفاوتي از جهان دارند كار نشانه شناختي شناخت نشانه هاي پنهان يك متن است.نشانه شناختي به ما كمك مي كند پي به زمينه هاي فرهنگي متن ببريم.لويي آلتوسر ساختاري را كه مولد و سازنده معناست ايدئولوژي مي نامد.ايدئولوژي مجموعه تصورات,مفاهيم و انگاره هاي ذهني است.از طريق نشانه شناختي مي توان پي به ايدئولوژي پنهان متن برد.ايدئولوژي مي خواهد امور موقت و تاريخي را جاودانه سازد.آلتوسر مي گويد :ايدئولوژي ما را صدا مي زند اگر به ان جواب مثبت دهيم آن ايدئولوژي را قبول كرده ايم.التوسر معتقد است رسانه ها دستگاه هاي ايدئولوژيك دولت اند.فرد محصول طبيعت اما سوژه محصول ايدئولوژي است.از طريق نشانه شناختي مي توان ايدئولوژي را كشف و ساختار شكني كرد.

 

در ديدگاه ساختار شناسي اين گونه القا مي شود كه گريزي از وضعيت سلطه وجود نداردو در واقع سوژه يا انسان موجود منفعلي است كه چاره اي در برابر اين سلطه ندارد.

مطالعات فرهنگي تغيير اجتماعي را به مقاومت و مقاومت را به مبارزه در برابر معنا تقليل داده است.گرامشي مي گويد:فرهنگ تركيبي از سلطه و مقاومت است.عرصه فرهنگي و رسانه ايعرصه كشمكش و تعارض است بر سر معنا بين بلوك قدرت و مردم.

نظريه دريافت از دل مطالعات فرهنگي بيرون مي آيد.اين نظريه توسط استوارت هال مطرح شد.

نظريه دريافت مي گويد:مخاطب مي تواند دريافت,فهم و تفسيري از يك متن داشته باشد كه با معناي مورد نظر مولد متن متضاد باشد...

ادامه دارد...

  نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 10:16  توسط پاپیروس  | 
"اول که بیاید می پرسد مرا می شناسید؟کجا مرا دیده اید؟"این را بچه های کلاس انسان شناسی فرهنگی ترم های گذشته می گفتند.خودمان را حسابی آماده کرده بودیم چندتا جواب صیقل کاری شده هم در آستین داشتیم.سر وقت امد,راس ساعت ۸.من هم پشت سرش وارد کلاس شدم همان کلاس تنگ و تاریک ۳۰۰که روزگاری در خدمت استاد یحیایی!فتوژورنالیسم و گرافیک و صفحه آرایی در مطبوعات می آموختیم.یادش بخیر چه کلاس های پر برکتی بود!"بحث سر عشق اندر حلقه عشاق بود."هم یادگرفتیم که زاویه نگاه عکس ها و تیترها را برای آخر ترم درست روی کاغذ بچسبانیم و هم یاد گرفتیم که...(هرچی فکر می کنم یادم نمی آید چی یاد گرفتیم.)این باردکتر فاضلی استاد ما بود.دکتر در مورد بی علاقگی دانشجویان به درس صحبت می کرد.حسابی هم ما را کوبید.می گفت داد بزنید که از دانشگاه متنفرید,می گفت حماقت شیرین است و دانایی تلخ,می گفت شما باید دانشگاه را از این کسلی خمودگی آزاد کنید,می گفت مشکلات را به گردن نظام آموزشی نیندازید,می گفت خودتان را گول نزنید که نظام اموزشی مشکل دارد خودتان باید تغییر ایجاد کنید"ان الله لا یغیر بقوم حتی ما یغیر بانفسهم."و می گفت و می گفت و می گفت.و چه نیکو می گفت.به یکباره کلاس استاد ... به یادم می افتد.چه عمری که آنجا تلف نکردیم.یادم می آید که روزی همه بچه اعتراض کردند که این چه شیوه تدریسی است به جای جستجوی دانش,میرزا بنویس!شده ایم.یادم می آید که استاد!هیچ نگفت و هیچ تغییری هم ایجاد نشد."نرود میخ آهنین در سنگ".

 

اما جلسه اول کلاس دکتر فاضلی لااقل از این لحاظ با ارزش بود که ما را از توهم تحصیل در بزرگترین دانشگاه علوم انسانی خاورمیانه!با خبر کرد.* جلسه اول خوب بود."سالی که نکوست از بهارش پیداست".البته اگر این بهار نیکو به پاییز بیهودگی منتهی نشود.مانند هفت بهاری که در طول این چهار سال با برگ های پاییزی جزوه های بی حاصل که باید شب امتحان حفظ می کردیم مدفون شده است.

 

 

*این قسمت ابدا به قصد خودشیرینی نوشته نشده است.

  نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 17:27  توسط پاپیروس  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM