علوم ارتباطات |
|
معناي تخصصي |
معناي عاميانه |
واژه |
رديف |
|
هر گونه پيام صادر شده از منبع رمزگذار و شامل نوشته،تصوير،صدا و ...است. |
آنچه مكتوب باشد متن ناميده مي شود |
متن |
1 |
|
مجموعه اي از احكام كه قطع نظر از اعتبار معرفت شناختي،عينيت داشته باشد. |
معادل گفتگوست |
گفتمان |
2 |
|
هرگاه فردي پديده يا امري را دقيقا احساس و ادراك نمايد و اطلاعاتي از آن به دست اورد به مشاهده پرداخته است |
معادل ديدن است و هدفمند نيست |
مشاهده |
3 |
|
در اين مفهوم كلي تر است و علاوه بر نظام سياسي نظام آموزشي،نظام اجتماعي،نظام ارزيابي و ... را در بر مي گيرد |
رژيم يا گروه سياسي حاكم،معادل نظام سياسي |
نظام |
4 |
|
قابليت انعطاف و سازگاري با محيط |
توانايي فكري،استعداد |
هوش |
5 |
|
احساس اين كه توانايي هاي ما به عنوان انسان به وسيله موجودات ديگري در اختيار گرفته مي شود |
غريبه بودن،تعلق داشتن به جامعه اي ديگر |
بيگانگي |
6 |
|
انتظارات اجتماعي در مورد رفتاري كه بر اعضاي هر جنس مناسب دانسته مي شود و به ويژگي هاي اجتماعي رفتار مردانه و زنانه مربوط است نه صفات فيزيكي |
ويژگي هاي فيزيكي مردانه و زنانه=جنس |
جنسيت |
7 |
|
سازمان اجتماعي وسيعي است شامل حكومت و مردم و سرزمين با مرزهاي معين |
قوه مجريه |
دولت |
8 |
|
در اين معنا گسترده تر از خواندن ونوشتن است و سواد بصري،سواد رسانه اي و ...را شامل مي شود |
توانايي خواندن و نوشتن |
سواد |
9 |
|
معيار مشترك بين اعضاي گروه اجتماعي كه انتظار مي رود اعضاخود را با آن همنوا كنند |
راه،طريق،قاعده |
هنجار |
10 |
|
كليه چيزهايي است كه خارج از ما و بدون وابستگي با آن وجود دارند و با يكديگر در رابطه اند |
چيز داراي وزن كه فضايي را اشغال مي كند |
ماده |
11 |
|
استعداد اعمال اراده خود در درون رئايط اجتماعي معين،شاما قدرت سياسي،قدرت اجتماعي و ... مي شود |
توانايي فيزيكي،زور بازو و قدرت بدني |
قدرت |
12 |
|
به نظامي از سمت ها اطلاق مي شود |
پوست،پوشش |
قشر |
13 |
|
همزيستي بر اساس قيام مشترك افراد يك دسته در انجام عمل است |
گروه،خويشاوند |
قوم |
14 |
|
به اعمال خلاف و جرايم و بدي سلوك و رفتار اطلاق مي شود كه از طرف نوجوانان كوچكتر از 16-18سال سر مي زند |
گناهكاري،خطاكاري |
بزهكاري |
15 |
|
حقوق و تكاليفي است كه بر عهده فرد،بر اساس مشاركت اودر يك جنبه يا جنبه هايي از فرهنگ نهاده مي شود |
جايي كه مي توان در آنجا مستقر شد و كاري را انجام داد،محل استقرار |
پايگاه |
16 |
|
جنبه عام و اشتركي فرهنگ ها را كه همان فرهنگ مادي باشد تمدن گويند |
شهرنشيني:خو گرفتن با آداب مردم شهر |
تمدن |
17 |
|
هنگامي كه خاستگاه رابطه اجتماعي منظم در عادتي طولاني باشد،چندان كه خود آن به طبيعتي ثانوي مبدل شود رسم ناميده مي شود |
قانون،آيين،روش |
رسم |
18 |
|
عضو يك اجتماع سياسي كه دارايحقوق و وظايفي در ارتباط با اين عضويت است |
هر يك از اهالي شهر |
شهروند |
19 |
|
نظري است كه درباره افراد،چيزها يا رويدادها ابراز مي شود |
نگاه،دقت،نگريستن |
نگرش |
20 |
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|