علوم ارتباطات |
جهاني
شدن مفهومي است بينا رشته اي كه از آن براي نشان دادن عرصه مبارزه بين اقتصادها و
تجربه هاي محلي و جهاني،با توجه به نقل و انتقال هاي فرامرزي سرمايه،ارتباطات و
فرهنگ استفاده مي شود.نظريه پردازان جهاني شدن را مي توان به دو گروه تقسيم
كرد:همگن انگاران و ناهمگن انگاران.همگن انگاران مي خواهند تجانس و همگني فزاينده
اي را در طيف وسيعي از پديده ها در سيستم جهاني بيابند.آنها از كالايي
شدن،امپرياليسم فرهنگي،امريكايي شدن،مصرف گرايي،غربي شدن،فرهنگ جهاني و...سخن مي
گويند.در نظر همگن انگاران،هاليوود كارگزار و عامل صنعت فرهنگي جهاني است و از اين
رو تهديدي براي حاكميت فرهنگي ديگر ملل تلقي مي شود.
بحث
درباره سرنوشت سينماي ملي غالبا در چارچوب سلطه هاليوود بر بازار جهاني فيلم و
تاثير هاليوود بر صنعت فيلم محلي بررسي مي شود.در عصر "ابر فرهنگ"غربي،محبوبيت
هاليوود در بازار خارجي،جذابيت عامه پسندي محصولات سينماي محلي را به لحاظ
اقتصادي،فرهنگي و اجتماعي كاهش مي دهد.به عبارتي،بقاي اقتصادي صنايع فيلم محلي در
معرض خطر است;اين صنايع در رقابت نابرابر با هاليوود
قرار دارند كه فيلم هاي با كيفيت بالاي خود را پس از آن كه هزينه هاي اوليه آن
فيلم ها با فروش در بازار هاي داخلي امريكا جبران مي شود،در بازارهاي خارجي با
قيمت پايين تر مي فروشد.ويژگي فرهنگي مضامين توليدات سينماي ملي،آنها را در
مقايسيه با فيلم هاي هاليوود،كه گويا كيفيت بالاتري دارند،بي ارزش جلوه مي دهد.اين
وضعيت،يعني رقابت نابرابر بين هاليوود و سينماي ملي،موجب مي شود كه روابط معكوس
بين فراملي گرايي هاليوود و سينماي ملي،نقطه آغاز و پايان اين تحليل
شود.بنابراين،همان طور كه كرافتز مي گويد:سينماي ملي همواره در مقابل هاليوود
تعريف مي شود.در واقع،در بحث هاي غربي،هاليوود به ندرت به عنوان سينماي ملي در نظر
گرفته مي شود و اين موضوع شايد به دليل جذابيت فراملي آن باشد.الزيسر بحثي متفاوت
ارائه مي دهد و مي گويد:دفاع از اين برداشت دشوار است كه هاليوود براي سينماي ملي"ديگري محض" تلقي مي شود،زيرا بخش اعظمفرهنگ سينما و فيلم در
هر كشوري ناخودآگاه هاليوودي است،به نحوي كه گاه به نظر مي رسد هاليوود ديگر
سينماي ملي نيست،بلكه خود سينماست.در اين برداشت،فراملي گرايي سينما با فرملي
گرايي هاليوود يكسان انگاشته مي شوند.
علاوه
براين،محبوبيت هاليوود در ميان مخاطبان جهاني يا فراملي،با اين ادعا كه هاليوود
يكي از نهادهاي فرهنگي ملي امريكايي است،در هم مي آميزد و يكي انگاشته مي شود.
ناهمگن
انگاران وجود نظامي جهاني را انكار مي كنند.آنها علاقه مندند كه از دورگه بودن يا
پيوند و آميزش،تعامل بين فرهنگ ها و بومي بودن سخن بگويند.با توجه به حضور هاليوود
در بازارهاي خارجي به سادگي مي توان دريافت كه چرا جهاني شدن چارچوب تحليلي و
تبييني مفيدي است.ناهمگن انگاران معتقدند كه محصول فرهنگي ،مثلا فيلمي
هاليوودي،همواره در معرض تفاهم و سوءتفاهم و استفاده و سوءاستفاده است.آنه همچنين
به تاثير و نفوذي اشاره مي كنند كه فرهنگ هاي شرقي بر فرهنگ غرب به جا گذاشته اند.
به طور
خلاصه،در برداشتي كه همگن انگاران و ناهمگن انگاران از جهاني شدن سينماي و نيز
سرنوشت سينماي ملي ارائه مي كنند،موضوع سيطره هاليوود كماكان موضوعي مغشوش و پيچيده باقي مي ماند.
سمتي،مهدي.عصر
سي ان ان و هاليوود،ترجمه نرجس خاتون براهوئي،نشر ني،تهران،1385.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|